دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - مذاهب منقرضشده فقهى
دوره دوم: عصر ظهور مذاهب فقهى
اين دوره از اوايل قرن دوم آغاز و تا اوايل قرن چهارم ادامه يافت. در پايان قرن اوّل و اوايل قرن دوم، نسلى از فقها به وجود آمدند كه شروع به تدوين فقه كردند و به گسترش فروعات فقهى پرداختند.
مذاهب فقهى فراوان شد، هر شهرى فقيهى داشت كه رأى او بر آراى ساير فقها در آن ديار برترى داشت و هر عالمى شيوهاى در استنباط احكام براى خود برگزيد، گفته شده: «مذاهب گوناگون در آن عصر به بيش از صد مذهب رسيده بود». [١]
مذاهب اين دوره را از يك بعد مىتوان به دو بخش «مذاهب منقرض شده» و «مذاهب منقرض نشده» تقسيم كرد.
مذاهب منقرضشده فقهى:
مقصود از اين نوع مذاهب، مذاهبى است كه دوام چندانى نيافت و پس از مدتى- كم يا زياد- از بين رفت. عمده آن مذاهب به قرار ذيل است:
١. مذهب حسن بصرى؛ حسن بن ابى الحسن يسار معروف به حسن بصرى (م ١١٠) از تابعانِ شناخته شده بود. درباره وى گفتهاند كه: «از محضر يكصد و پنجاه صحابى استفاده كرده است. فتاواى او را برخى از علما در هفت جلد جمعآورى كردهاند». [٢]
٢. مذهب ابن ابى ليلى؛ محمّد بن عبد الرحمن بن ابى ليلى (م ١٤٨) از اصحاب رأى و نظر به شمار مىرفت؛ وى قاضى و مفتى معروف كوفه بود. درباره او گفته شده: «از يكصد و بيست تن از صحابه استفاده كرده است». [٣]
٣. مذهب اوزاعى؛ عبد الرحمن اوزاعى (م ١٥٧) صاحب مذهب خاصى بود كه در شام گسترش يافت، ولى در قرن چهارم هجرى پيروان آن منقرض شدند. همچنين به مدت دويست سال اين مذهب در ميان مردم اندلس غلبه داشت، و سرانجام مذهب مالك در آنجا غالب شد. [٤]
٤. مذهب سفيان ثورى؛ أبو عبد اللَّه سفيان بن سعيد ثورى (م ١٦١) اهل كوفه بود. وى به جهت خوف از حكومت وقت، مخفيانه زندگى مىكرد. جمعى از مردم يمن، اصفهان و موصل از او فتاوايى گرفتند.
مذهب وى نيز در مدت كوتاهى منقرض گرديد. [٥]
٥. مذهب ليث بن سعد؛ ليث بن سعد فهمى (م ١٧٥) از فقهاى مصر بود كه شافعى درباره او گفته است: «او از مالك فقيهتر بود». مذهب او نيز به علت
[١]. دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٦، ص ٦٠٥.
[٢]. اعلام الموقعين، ج ١، ص ٢٠؛ همچنين ر. ك: طبقات ابن سعد، ج ٧، ص ١٥٦؛ وفيات الاعيان، ج ٢، ص ٦٩؛ تهذيب التّهذيب، ج ٢، ص ٢٦٣.
[٣]. اعلام الموقعين، ج ١، ص ٢١؛ ر. ك: تهذيب التّهذيب، ج ٩، ص ٣٠١؛ الطبقات الكبرى، ج ٦، ص ٣٥٨، طبقات الفقهاء شيرازى، ص ٨٤.
[٤]. موسوعه جمال عبد الناصر، ج ١، ص ٣٤؛ الاعلام زركلى، ج ٣، ص ٣٢٠؛ طبقات الفقهاء شيرازى، ص ٧٦.
[٥]. موسوعه جمال عبد الناصر، ج ١، ص ٣٤؛ تاريخ بغداد، ج ٩، ص ١٦٠- ١٥١؛ طبقات الكبرى، ج ٦، ص ٣٧١؛ وفيات الاعيان ابن خلكان، ج ٢، ص ٣٨٦؛ تهذيب التّهذيب، ج ٤، ص ١١١.