دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - الف) آثار منفى حركت اخبارگرى
برخى از بزرگان اين دوره، عبارتند از:
١. سلطان العلماء (م ١٠٦٤)؛ نويسنده تعليقه بر معالم الاصول و زبده شيخ بهايى. [١]
٢. فاضل تونى (م ١٠٧١)؛ نويسنده كتاب الوافية در اصول فقه. [٢]
٣. جمال الدين خوانسارى (م ١١٢٥)؛ از آثار او مىتوان به تعليقاتى بر شرح لمعه اشاره كرد. [٣]
٤. فاضل هندى (م ١١٣٧).
كتاب معروفش در فقه كشف اللثام نام دارد كه شرح قواعد علّامه حلّى است. اين كتاب مورد اعتماد فراوان صاحب جواهر بود كه گفته شده، اگر اين كتاب نزد صاحب جواهر حاضر نبود، وى چيزى را از جواهر نمىنوشت. [٤]
ويژگىهاى دوره ششم:
حركت اخبارىگرى كه سبب فرو خفتن نشاط اجتهاد و گرايش به اخبار و احاديث گرديد، براى خود آثار متفاوت منفى و مثبتى به جاى گذاشت.
الف) آثار منفى حركت اخبارگرى
١. تفرقه و تشتت فقها. جنبش اخباريون و پديد آمدن جوّ اخبارىگرى در فقه اماميّه، سبب انتقاد شديد علماى اخبارى به مجتهدان اصولى شد.
عالمان اخبارى معتقد بودند كه علماى اصولى از خود چيزى ندارند و سر سفره ديگران نشستهاند و از آن سو نيز اصوليين، اخباريون را متهم به جمود و ركود مىكردند و همين موجب تفرقه و تشتّت ميان فقهاى اماميّه گرديد.
٢. كثرت مجادلات فقهى. حركت اخباريون، با ظهور برخى از مسائل، زمينه مناظره و درگيرى را ايجاد كرد. مثلًا استفاده از دخانيات كه پيش از آن سابقه نداشت، موضوع جدال و درگيرى ميان اخباريها و اصوليين گرديد. تا آنجا كه مسأله تحريم «شرب تتن» (استعمال دخانيات) شعارى براى اخباريون گرديد، همان گونه كه جوازش، شعار اصوليين شد.
٣. مخالفت با ادلّه عقلى در عرصه استنباط مسائل فقهى.
٤. بىتوجهى به علم اصول.
با توجّه به اينكه تنها مرجع استنباط نزد اخباريون كتاب و سنّت بود و عقل و اصول عقلى نزد آنان هيچ اعتبارى نداشت، لذا اصول فقه مورد بىاعتنايى آنها قرار گرفت و در اين دوران كتاب مستقلى- جز كتاب وافيه فاضل تونى- در علم اصول نوشته نشد. و بيشتر تأليفات بر محور زبدة الاصول شيخ بهايى دور مىزد، كه بر آن شرح و تعليقهها نوشته شد. [٥]
[١]. روضات الجنّات، ج ٢، ص ٣٢٦، همچنين ر. ك: امل الآمل، ج ٢، ص ٩٢؛ اعيان الشيعة، ج ٦، ص ١٦٦- ١٦٤.
[٢]. امل الآمل، ج ٢، ص ١٦٣، همچنين ر. ك: روضات الجنّات، ج ٤، ص ٢٤٦- ٢٤٤؛ اعيان الشيعة، ج ٨، ص ٧٠.
[٣]. ر. ك: روضات الجنّات، ج ٢، ص ٢١٥- ٢١٤؛ اعيان الشيعة، ج ٩، ص ٢٣١.
[٤]. ر. ك: روضات الجنّات، ج ٧، ص ١١٨- ١١١؛ كشف اللثام، ج ١، مقدمه تحقيق جامعه مدرّسين.
[٥]. ر. ك: اعيان الشيعة، ج ٣، ص ٢٢٤- ٢٢٢.