دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - ويژگىهاى دوره پنجم
فتاواى خيريّه، متعلق به خير الدّين منيف فاروقى (م ١٠٨١) و فتاواى هنديّه كه با نام «فتاواى عالمگيرى» نيز شهرت داشت، توسّط سلطان محمّد اورنيك زيب از پادشاهان سلسله مغول كه در هندوستان حكومت مىكرد، جمعآورى شد.
بسيارى از اين فتواهاى رسمى، چاپ شده و موجود است». [١]
دوره پنجم: عصر بازگشت تلاش فقهى
شروع اين دوره، با تأسيس دولت عثمانى در قرن سيزدهم صورت گرفت. دولت عثمانى در مشرق ظهور كرد و به سمت غرب پيش رفت و در زمان سلطان محمّد فاتح، از پادشاهان دولت عثمانى «قسطنطنيه» فتح شد. اسلام تا نيمى از اروپا را در برگرفت و عمده كشورهاى اسلامى، كشور واحدى را تشكيل دادند و به همين سبب، مسلمانان داراى شوكت و عظمتى فوق العاده شدند.
با توجّه به اينكه مذهب رسمى دولت عثمانى، حنفى بود، همّتها صرف نوشتن كتابها و شرح و بسط كتب پيشين در ارتباط با مذهب حنفى شد. اين تلاشها در محدوده فقه حنفى انجام شد و سبب رشد و توسعه آن مذهب گرديد. به موجب تعامل دولت عثمانى با دولتهاى غربى و روى آوردن دولت عثمانى، به تدوين قوانين منضبط و حكومتى، رشدى تازه در مسير اجتهاد در محدوده فقه حنفى اتّفاق افتاد. هر چند ديگر مذاهب، همچنان در ركود، باقى ماندند.
محقّقان مىگويند: «شروع اين دوره با پيدايش مجله الأحكام العدلية در سال ١٢٨٦ آغاز شد. اين مجله در واقع دستورالعملهاى واحد قضايى براى دادگاهها بود، كه توسّط جمعى به صورت قانون مدنى عام، منتشر مىشد. اين جمع به وسيله گروهى هفت نفره، به رياست احمد جودت پاشا تشكيل مىشد. مبناى كار آنان، اين بود كه، قوانين را به سادگى، خالى از نقل اقوال مختلف و بر اساس يك رأى و نظر، در اختيار مجامع ذى ربط قرار دهند.
اين مجلّه در نهايت، داراى ١٨٥١ مادّه گرديد؛ كه از يك مقدّمه و شانزده كتاب تشكيل شد، شانزده كتاب عبارت بود از: بيوع، اجارات، كفالت، حواله، رهن، امانت، هبه، غصب و اتلاف (يك كتاب)، شركت، وكالت، صلح و إبرا (يك كتاب)، شفعه و حَجْر و اكراه (يك كتاب)، اقرار، دعوى، قضا، بيّنه و سوگند (يك كتاب)». [٢]
ويژگىهاى دوره پنجم
مهمترين ويژگيهاى اين دوره چنين است:
١. فعّال شدن مجامع فقهى و تدوين كتابهاى
[١]. المدخل الفقهى العام، ج ١، ص ١٩٠؛ تاريخ الفقه الاسلامى، ص ١٠٣- ١٠٢.
[٢]. ر. ك: المدخل الفقهى العام، ج ١، ص ١٩٩- ١٩٦؛ تاريخ الفقه الاسلامى، ص ١٠٩- ١٠٦؛ تاريخ التشريع الاسلامى، ج ٢، ص ٣٠٢- ٢٩٧.