دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩ - قرن چهاردهم
كتب فقهى ايشان: مصابيح؛ الدر النجفية؛ حاشية على طهارة الشرائع للمحقّق الحلى و قواعد احكام الشكوك.
٢. جعفر بن شيخ خضر جناحى نجفى، معروف به «كاشف الغطاء» (م ١٢٢٧): [١] كتب معروف فقهى ايشان: كشف الغطاء، شرح قواعد علّامه و كتاب الطهارة است.
٣. شيخ محمّد حسن نجفى «صاحب جواهر» (م ١٢٦٦): كتاب معروف فقهى ايشان جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام است كه در ميان كتب فقهى استدلالى اماميّه بىنظير يا كم نظير است و مورد توجّه فقها و مجتهدان امروز مىباشد. [٢]
٤. شيخ مرتضى بن شيخ محمّد امين معروف به «شيخ انصارى» (م ١٢٨١): كتاب معروف فقهى ايشان:
المكاسب است (كه شامل مكاسب محرمه، بيع و خيارات است). ايشان رسالههاى متعددى در ابواب مختلف فقهى از قبيل: رضاع، خمس، زكات، طهارت و ... دارد. نامبرده از كسانى است كه هم در علم اصول و هم در فقه تحول بىسابقهاى ايجاد كرد، كه منشأ پيشرفت فراوان اين دو علم شد و كتابهاى او ساليان دراز است كه در حوزههاى علميّه كتاب درسى شناخته مىشود. [٣]
قرن چهاردهم:
اين قرن نيز جولانگاه فقهاى نامدار و مجتهدان بىشمارى است؛ از جمله:
١. ميرزا محمّد حسن شيرازى، معروف به «ميرزاى شيرازى بزرگ» (م ١٣١٢): برخى كتب فقهى ايشان عبارتند از: كتابى در طهارت؛ رسالهاى در رضاع؛ كتابى در فقه (از اوّل مكاسب تا آخر معاملات).
٢. آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى (م ١٣٢٩): گرچه شهرت ايشان به موجب تدوين كتابى است با عنوان كفاية الاصول كه حاوى نظرات اصولى ايشان است. اما كتابهاى فقهى مهمى نيز دارد، مانند: كتاب الاجارة؛ حاشيه بر مكاسب شيخ؛ القضاء و الشهادات.
٣. سيّد محمّد كاظم يزدى معروف به صاحب كتاب العروة الوثقى (م ١٣٣٧): كتاب فقهى معروف ايشان، مبناى تدريس و حاشيه بسيارى از فقهاى معاصر به نام العروة الوثقى است و كتابى به نام حواشى بر مكاسب نيز دارد.
٤. ميرزا محمّد تقى شيرازى معروف به «ميرزاى دوم» (م ١٣٣٨): مرحوم حاج آقابزرگ تهرانى در كتاب اعيان الشيعة در مورد ايشان مىنويسد:
[١]. الذّريعة، ج ٥، ص ٢١٧.
[٢]. محدّث نورى در مستدرك درباره صاحب جواهر گفته است: او مربّى عالمان و بزرگ فقيهان و عهدهدار رياست اماميّه در عصر خويش بود. نويسنده كتاب جواهر الكلام است كه چنين كتابى در مسائل حلال و حرام نوشته نشده است. برخى از علما گفتهاند: اگر مورّخ عصر صاحب جواهر مىخواست، حوادث عجيب و مهمّ زمانش را ثبت كند، بىترديد حادثهاى عجيبتر از تدوين اين كتاب در آن عصر نبود. اين مسأله به اندازهاى روشن و واضح است كه نيازى به بيان ندارد. (ر. ك: مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ١١٤).
[٣]. شيخ انصارى يگانه روزگار و نابغه زمانه بود. او نمونه زنده و كاملى در علم و عمل و قهرمانى است كه در عرصه اجتهاد به او اقتدا مىشود. وى آينه روشنى در پرهيزكارى و تقوا بود ... استادِ شيخ انصارى جناب شيخ على كاشف الغطا درباره وى گفته است: همه چيز (در دنيا) شنيدنش بزرگتر از ديدنش مىباشد، مگر شيخ مرتضى كه ديدنش، از شنيدن وصفش بزرگتر و اعجابانگيزتر است. (مقدّمه مكاسب شيخ مرتضى انصارى، سيّد محمّد كلانتر، ج ١، ص ١٩).