دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ١ قلمرو فقه تابع قلمرو شريعت
قلمرو فقه بايد قلمرو شريعت مشخص شود كه در چه حوزههايى وارد شده و در چه حوزههايى ورودى نداشته است؟ و براى تعيين قلمرو شريعت:
اوّلًا بايد نگاهى دوباره و دقيق به شريعت انداخت و مقصود از آن را بيان كرد.
ثانياً بايد ديد كه هدف دين چيست؟
ثالثاً بايد روشن ساخت كه انسان در چه حوزههايى از زندگى خود به هدايت دينى نياز دارد؟
الف) مقصود از شريعت
در ارتباط با سؤال اوّل مىتوان گفت: «شريعت» همان قانونهاى عملى است كه دين وضع كرده و در واقع نظام نامهاى است كه اعمال و رفتار انسانها را در جهتى كه دين مىخواهد هدايت مىكند و طبعاً از دو خصيصه اساسى برخوردار است:
نخست اينكه ملموسترين و عينىترين بخش دين را تشكيل مىدهد زيرا عقايد دينى كه با تمام اهميّتى كه دارد با روح و فكر انسان پيوند دارد. به بيان ديگر: گرچه به يقين التزام به شريعت و قوانين دينى، ناشى از اعتقادات مذهبى است ولى اعتقادات جنبه درونى دارد و عمل به دستورات مذهبى جنبه بيرونى يعنى مستقيماً با حوزه عمل و رفتار انسانها و با زندگى روزمره آنها سر وكار دارد و تنظيم امور معيشت و حلّ دشوارىهاى حقوقى جامعه را به عهده گرفته است.
ديگر اينكه گستردهترين بخش دين است زيرا از يك اصل از اصول اعتقادى ممكن است هزاران عمل برخيزد و انسان در برابر آن اصل واحد به هزاران عمل و رفتار ملزم و مكلّف شود.
ب) هدف دين
در ارتباط با سؤال دوم (هدف دين چيست؟) بايد گفت: شكى نيست كه هدف اساسى دين به اعتقاد ما قبل از هر چيز، مؤمن ساختن انسانها به دو اصل مبدأ و معاد است، ايمانى كه به زندگى، جهتى مشخص مىدهد و شكل و شيوه خاصى از زندگى و بايدها و نبايدها و احكام و قوانين را طلب مىكند و اين قوانين سبب مىشود تا انسان از گذرگاه حيات به سلامت بگذرد و از لغزشگاههاى خطرناك آن نجات يابد لغزشگاههايى كه گاه از وسوسههاى درونى انسان نشأت مىگيرد، و گاه روابط و مناسبات ظالمانه اجتماعى كه آن نيز ريشه در كششهاى منفى نفسانى انسان دارد آن را به وجود مىآورد.
هدف، نجات انسان از همه اين لغزشگاهها و رساندن او به ساحل امن و امان است و چنين چيزى با وضع يك سرى از قوانين و بايدها و نبايدها تحقّق مىپذيرد كه بر اساس باورهاى دينى عرضه مىشود.
در ارتباط با سؤال سوم و اينكه انسان در چه حوزههايى نياز به هدايت دينى و در نتيجه نياز به وضع قانون و بايدها و نبايدها دارد مقدّمتاً بايد گفت:
انسان در مسير زندگى خود نيازهاى گوناگونى دارد و چون پاسخ گويى به آن نيازها، رفتارهاى متفاوتى را مىتواند داشته باشد، شريعت دينى و در نتيجه فقه به اعتقاد ما رفتار احسن و انفع را تعيين مىكند و مىگويد: كدامين رفتار مىتواند نيازها را به صورت صحيحى برطرف سازد؟
ج) حوزههاى نيازمندى به دين
اما اينكه نيازها كدام است و در چه حوزههايى است؟ در توضيح آن بايد گفت انسان از سه نوع نياز برخوردار است: