دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - تحريفناپذيرى قرآن
حقّانيت به اين معنا كه قرآن موجود در ميان ما همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده است. اين مطلب را از راه وجوه مختلف اعجاز و از راه تواتر قرآن در ميان تمامى عصرها و نسلها از صدر اسلام تا كنون مىتوان اثبات كرد.
مرحوم بلاغى تعداد وجوه اعجاز در قرآن را در حدود ١٢ مورد مىشمارد. [١] مناهل العرفان آن را چهارده مورد، [٢] و بالاخره كسانى همچون سيوطى در كتاب معترك الاقران تا سى و پنج وجه در اعجاز قرآن بيان نمودهاند. [٣]
تحريفناپذيرى قرآن:
به اعتقاد محقّقان اسلامى اعمّ از شيعه و اهل سنّت قرآن نه تنها در زمان نزول، دست خوش تغيير نشده، بلكه پس از آن تا به امروز نيز تغييرى نكرده و آنچه هم اكنون در دست ماست همان قرآن نازلشده بر پيامبر است. احتمال تحريف در قرآن از شبهات بىاساسى است كه مطرح شده است. (مراد از تحريفى كه مورد بحث ماست، كم يا زياد يا تبديل شدن قرآن موجود نسبت به قرآن واقعى است).
درباره تحريف، رواياتى نقل شده، كه بعضى ضعيف و بعضى به معناى تحريف معنوى و بعضى به معناى تفسير كلمات و جملههاى قرآن است. [٤]
بعضى چنين مىپندارند كه اين گونه روايات تنها در بعضى از كتب شيعه آمده است، در حالى كه چنين رواياتى در كتب برادران اهل سنّت نيز ديده مىشود، به عنوان نمونه به كتابهاى ذيل مراجعه فرماييد. [٥]
ولى اين روايات علاوه بر آنچه گفته شد، مخالف با كتاب و سنّت معتبر است، زيرا قرآن كتابى است كه هيچ گونه باطلى، از پيش رو و از پشت سر به سراغش نمىآيد: «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ». [٦] اين آيه نفوذ هر گونه باطلى را در قرآن (از جمله تحريف) در زمان نزول و در زمانهاى بعد، از سوى هر شخص يا گروهى نفى مىكند.
در جاى ديگر مىفرمايد: «ما قرآن را نازل كرديم و به طور قطع ما حافظ و نگهبان آن هستيم؛ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»». [٧] و همچنين حديث ثقلين كه تمسّك به كتاب را تا دامنه قيامت واجب و عدم جدايى آن از عترت را تا هنگام ورود بر حوض و در محضر پيامبر، فرض نموده، دليل بر عدم تحريف قرآن تا پايان دنياست، زيرا دستور تبعيت از كتاب تحريف يافته به كسى داده نمىشود.
حقيقت آن است كه ادعاى تحريف، محاربه با اساسىترين ركن اسلام است و متأسّفانه برخى از نابخردان براى اختلافافكنى ميان مسلمانان و از كار انداختن صداى دلسوزانه مناديان وحدت اسلامى، همواره دنبال فتنهانگيزى بوده و يكى از
[١]. آلاء الرحمن، ج ١، ص ٤٨- ٣٣.
[٢]. مناهل العرفان، ج ٢، ص ٥٧٤ به بعد.
[٣]. معترك الاقران، ج ١، از اوّل تا آخر.
[٤]. توضيح كامل را در اين زمينه در كتاب أنوار الأصول، ج ٢، ص ٣٤٠ مطالعه فرماييد.
[٥]. مسند احمد، ج ١، ص ٣٩٤؛ صحيح ترمذى، ج ٥، ص ١٩١.
[٦]. فصلت، آيه ٤٢.
[٧]. حجر، آيه ٩.