دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - ٣ حكم ساختن مجسّمه
شرعى وجوب يا استحباب زكات اسب را نمود، بلكه حكم آن مختص همان شرايط خاص زمانى بوده است. [١]
٣. حكم ساختن مجسّمه
احاديث فراوانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در كتب روايى شيعه و اهل سنّت و نيز احاديث متعدّدى از ائمّه اهل بيت عليهم السلام مبنى بر حرمت مجسمهسازى انسان و حيوانات و موجودات زنده آمده است. [٢]
اكثر فقهاى مذاهب اسلامى اعمّ از اهل سنّت و اماميّه بر اساس اين روايات فراوان فتوا به حرمت مجسمهسازى موجود زنده داده و حتّى برخى فقهاى شيعه مانند صاحب جواهر [٣]، و شيخ انصارى [٤] در كتاب مكاسب و آية اللَّه خويى در «مصباح الفقاهة» [٥] و فقهاى اهل سنّت مانند عبد الرحمن جزيرى در «الفقه على المذاهب الاربعة» [٦] و دكتر وهبه زحيلى در «الفقه الاسلامى» [٧] ادعاى اجماع كردهاند.
امّا برخى فقهاى متقدّم اماميّه مانند شيخ طوسى در تفسير تبيان [٨] و طبرسى در مجمع البيان [٩] قائل به كراهت شده و حرمت را اختصاص به بتسازى دادهاند و از معاصرين نيز برخى از فقها نيز همين گونه فتوا دادهاند. [١٠]
منشأ اين اختلاف فتوا اختلاف برداشت در موقّت بودن حكم حرمت مجسمهسازى و صورتگرى است كه در احاديث متعدّد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه اهل بيت عليهم السلام رسيده است. گروه اوّل از فقها آن حكم را يك تكليف ثابت دانستهاند، اما گروه دوم آن را حكم موقّت و مختص به شرايط صدر اسلام دانسته كه هنوز رسوبات بتپرستى در ذهن مسلمانان وجود داشته و احياناً با نقاشى و مجسمهسازى معبودهاى مشركان و تكريم و احترام و تقديس آنان، جلوههاى شرك و بتپرستى گاهوبىگاه بروز مىكرده است.
يكى از فقهاى معاصر مىگويد: ظاهر گروهى از احاديث آن است كه تحريم مجسّمهسازى و نقاشى صور انسان و حيوان به خاطر مبارزه با ترويج بتپرستى آن زمان بوده است، شدت لحن اين روايات در توبيخ صورتگرى و تعيين عذابهاى شديد براى نقاشان و مجسمهسازان شاهدى است بر اينكه مقصود صورتگرى عادى نيست، مانند:
«أشدّ الناس عذاباً يوم القيامة رجل قتل نبيّاً او قتله نبيّ و رجل يضلّ الناس بغير علم و مصوّر التماثيل
؛ شديدترين عذاب روز قيامت براى كسى است كه پيامبرى را به قتل برساند، يا پيامبرى او را مستحق
[١]. وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٥١، ح ١ و ٢، باب ١٦ (ابواب ما تجب فيه الزكاة).
[٢]. ر. ك: شرح نووى بر صحيح مسلم، ج ١٣ و ١٤، ص ٣٢٩، ح ٢١٠٦ و وسائل الشيعة، ج ٣، ص ٥٦٣- ٥٦٠.
[٣]. جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٤١.
[٤]. مكاسب محرمه، (شيخ انصارى)، مسأله ٤ از مسائل «النوع الرابع ما يحرم الاكتساب به لكونه عملًا محرّماً فى نفسه».
[٥]. مصباح الفقاهة (آية اللَّه خويى)، ج ١، ص ٢٨٦.
[٦]. الفقه على المذاهب الاربعة، ج ٢، ص ٤١- ٣٩.
[٧]. الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ٤، ص ٢٦٧٤.
[٨]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٢٣٦.
[٩]. مجمع البيان، ج ١، ص ٢١٢، ذيل آيه ٥١ سوره بقره.
[١٠]. أنوار الفقاهة، (المكاسب المحرمه)، ص ١١٣.