دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - دوره ششم عصر پيدايش حركت اخبارىگرى
بحث خراج، مقاسمه، نماز جمعه و مانند آن مورد توجّه ويژه فقها قرار گرفت.
در واقع از ابتداى قرن دهم، توجّه فقها از احكام و مسائل شخصى فراتر رفته و به فقه اجتماعى و حكومتى نيز معطوف گرديد.
دوره ششم: عصر پيدايش حركت اخبارىگرى
اين دوره، از اوايل قرن يازدهم آغاز و تا اواخر قرن دوازدهم ادامه يافت.
پس از قرنها رشد و بالندگى فقه اماميّه و بهرهگيرى از قدرت عقل در استنباط و پيشرفت علم اصول و استفاده از آن در فقه، حركت اخبارىگرى و ناديده انگاشتن عقل در طريق استنباط آغاز شد.
اين حركت در حالى شكل گرفت كه نقش عقل در استنباط احكام شرعى توسط جمعى از محقّقان، از جمله محقّق حلّى بسيار برجسته شد و توسط پيروانش؛ صاحب مدارك، محقّق سبزوارى و صاحب معالم ادامه يافت.
اخبارىگرى با تاختوتاز به عقل و علوم عقلى آغاز شد و براى عقل هيچ وزن و جايگاهى را- نه در علوم عقلى و نه در علوم نقلى- قائل نبود و بر اجتهاد و تقليد نيز خط بطلان كشيد و راه آن را خطا شمرد.
پرچمدار اين حركت محمّد امين استرآبادى (م ١٠٣٣) بود كه افكارش را در كتاب الفوائد المدنيّه- كه به هنگام اقامتش در مدينه آن را تدوين كرد- گردآورى نمود. [١]
خلاصه افكار او چنين است:
١. ظواهر كتاب اللَّه حجيّتى ندارد، مگر آياتى كه توسط معصومين عليهم السلام تفسير شده باشد.
٢. در مسائل اصولى، حكم عقل حجيّت ندارد و هيچ ملازمهاى ميان حكم عقل و نقل نيست.
٣. اجماع مطلقا، چه اجماع محصّل يا منقول، فاقد حجيّت است.
٤. همه روايات كتب اربعه، قطعى الصدور است، لذا فقيه نيازى به بررسى اسناد آنها ندارد.
٥. اگر در مورد موضوعى، مانند دخانيات حكمى از كتاب و سنّت وارد نشده باشد، در ارتباط با آن موضوع توقّف كرده و درباره آن حكمى صادر نمىكنيم؛ البتّه در مقام عمل به احتياط روى مىآوريم. [٢]
هر چند بنيانگذار مكتب اخبارى را محمّد امين استرآبادى دانستهاند، ولى برخى معتقدند از سخنان وى برمىآيد كه او تحت تأثير استادش ميرزا محمّد
[١]. ر. ك: امل الآمل، ج ٢، ص ٢٤٦؛ روضات الجنّات، ج ١، ص ١٣٩- ١٢٠؛ اعيان الشيعة، ج ٩، ص ١٣٧. نوشتهاند كه در عصر استرآبادى اشاعره و اهل حديث بر حوزههاى علميّه حرمين شريفين سيطره داشتند و عقايد ظاهريون در حجاز رايج بود. آنان ظاهر روايات و احاديث را حجّت مىدانستند و با اجتهاد و رأى و قياس مخالف بودند. ميرزا محمّد استرآبادى و شاگردش محمّد امين استرآبادى تحت تأثير چنين جوّى قرار گرفتند و حركت اخبارىگرى را در فرهنگ شيعه بنيان نهادند. (ر. ك: دائرة المعارف الاسلامية الشيعية، ج ٢، ص ٢٢٦). در حالى كه اجتهاد در نظر اهل سنّت و شيعه تفاوت بسيار دارد و اخباريّون همانند مخالفت اهل حديث از اهل سنّت، با اجتهاد مخالفت كردند.
[٢]. موسوعة طبقات الفقهاء، مقدّمه، ج ٢، ص ٣٨٥.