دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١ - ٤ طرح مصطفى زرقا
در عصر و زمان ما موارد زيادى از بدرفتارىهاى مردان را نسبت به زنان مىبينيم و حتّى بسيار مىشود كه مردانى ازدواج كرده و همسران خود را رها مىكنند و به نقاط معلوم يا نامعلومى مىروند و به توصيههاى مصلحين براى انتخاب راه صحيح همسرى و يا طريق مناسب جدايى گوش نمىدهند. آيا در اين گونه موارد راهى جز اين وجود دارد كه حكومت دخالت كند و شوهران همسر آزار و بىمنطق را كه سبب عسر و حرج شديد براى زوجه شدهاند و از حقّ طلاق سوء استفاده مىنمايند، وادار به انجام وظيفه اسلامى كند. نخست با او اتمام حجّت مىشود كه يا طلاق دهد يا به طرز شايسته و معقولى با همسرش زندگى كند؛ در غير اين صورت حاكم شرع او را طلاق مىدهد و تمام حقوق او را از شوهر مىگيرد.
همچنين تحقّق برخى از انواع طلاق طبق نظر برخى از فقها اهل سنّت نيز جز با اذن حاكم (سلطان) جايز نيست. (فقالت طائفة: لا يجوز إلّا بإذن السّلطان). [١]
ب) مسائل مربوط به تعليم و تربيت از وظايفى است كه بر دوش خود مردم گذاشته شده است، در فقه اسلامى از جمله حقوق فرزندان بر پدران و مادران «تعليم و تربيت» شمرده شده است.
امير مؤمنان على عليه السلام در باب حقوق فرزندان بر والدين فرمود:
«إنّ للولد على الوالد حقّاً، و إنّ للوالد على الولد حقّاً. فحقّ الوالد على الولد أن يطيعه فى كلّ شيء، إلّا في معصية اللَّه سبحانه؛ و حقّ الولد على الوالد أن يحسِّن اسمه، و يحسِّن أدبه، و يعلّمه القرآن
؛ فرزند بر پدر و نيز پدر بر فرزند حق دارد، حقّ پدر آن است كه فرزند- جز در معصيت خداوند سبحان- از او اطاعت كند. ولى حقّ فرزند بر پدر آن است كه نام نيك براى او انتخاب كند، وى را نيكو ادب نمايد و به وى قرآن بياموزد». [٢]
وهبه زحيلى، يادآور مىشود: كودكى كه به دنيا مىآيد بر والدين، دولت و جامعه در باب نگهدارى، تربيت و رفع نيازمندىهاى مادى و معنوى خود، حق دارد و بر والدين، جامعه و دولت است كه از او حمايت كنند و همچنين جامعه و دولت بايد حمايت ويژهاى از مادران داشته باشد.
(لكلّ طفل، منذ ولادته، حقّ على والديه و مجتمعه و دولته فى الحضانة و التربية و الرّعاية المادّية و الأدبيّة.
على المجتمع و الدولة حماية الأمومة و تعهّدها برعاية خاصة). [٣]
ولى به يقين ساماندهى اين مسأله و تهيّه برنامههاى لازم و هماهنگ، بدون نظارت حكومت امكانپذير نيست. به همين دليل، در عصر و زمان ما وزارت تعليم و تربيت از مهمترين وزارتخانههاى يك دولت است گرچه در سابق مسأله اين قدر پررنگ نبود با اين حال، حكومتها بر امر تعليم و تربيت در مدارس و حتّى در مساجد نظارت داشتند و به يقين بدون نظارت حكومت و صرف هزينههاى لازم از سوى او هدف نهايى تأمين نمىشود.
[١]. المحلّى (ابن حزم)، ج ١٠، ص ٢٣٥.
[٢]. نهج البلاغه، حكمت ٣٩٩.
[٣]. الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ٨، ص ٦٤٥٠.