دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٧ - آمورائيم
تفسير كمك مىگيرند: ايشان با تجزيه و تحليل زبانِ عبارت تورات چنين مىنويسند:
اگر قانع نشدهاى، به اين دليل توجّه كن. تورات مىگويد: «هيچ فديه به عوض جان قاتلى كه مستوجب قتل است مگيريد، بلكه او البتّه كشته شود» [اعداد، ٣٥: ٣١]. مفهوم ضمنى اين آيه اين است كه فقط در عوض جان قاتل عمد نمىتوان ديه گرفت، امّا براى [قطع] اعضاى اصلى بدن، گرچه از نو رشد نمىكنند، مىتوان ديه گرفت. (باواقما ٨٣ ب)
در اينجا شريعت شفاهى با استفاده از زبان تورات مكتوب، به قانون تورات مفهومى مىبخشد كه به ظاهر از آن چنين معنايى بر نمىآيد. [١]
بحث تلمود درباره اين قانون به اين تفاسير ختم نمىشود، بلكه در ادامه بحث از عقل (سوارا) به عنوان منبع مستقل اثبات اين قانون نيز استفاده مىشود.
آيا مىپذيريد كه مراد از قانون «چشم در برابر چشم» غرامت مالى است يا مىگوييد شايد قصاص واقعى [با در آوردن چشم ديگرى] مقصود باشد؟ پس چه مىگوييد در آنجا كه چشمِ يكى بزرگ و چشم ديگرى كوچك باشد؟ در اينجا چگونه مىتوان اصل چشم در برابر چشم را اجرا كرد؟ ... (باواقما ٨٣ ب- ٨٤ الف)
بدين شكل، با استفاده از اصول ميدراش و سوارا، مجازات قطع عضو ديگرى، بر خلاف ظاهر تورات، غرامت مالى تلقى مىشود، بدون اينكه مخالف جدىاى در بين فقيهان يهودى داشته باشد.
اين تنها نمونهاى است از موارد متعدّدى كه عالمان هلاخا با استفاده از منابع مختلف حقوق يهودى، هلاخاى پيشين را تفسيرى تازه كردهاند يا متناسب با مقتضيات زمان، قانونى نو گذاشتهاند.
واژهنامه:
آشرى:
نام يكى از قانون نامههاى مهمّ يهود است كه در قرن سيزدهم توسّط ربّى آشر بن يحيئل معروف به «آشرى» يا «رُش» و مقيم در اسپانيا تدوين شد.
«اگادا»:
آن بخش از آموزههاى دينى كه شامل تاريخ، مثلهاى اخلاقى و نكات پندآميز، مباحث و نظريات فلسفى و الاهياتى مىشود.
آلبرشت آلت:
يكى از دانشمندانى كه در سال ١٩٣٤ در مقالهاى با عنوان «خاستگاههاى حقوقى اسرائيل» به نقادى قوانين تورات بر اساس شكل ارائه آنها (شكل قوانين موردى و شكل قوانين امرى) پرداخت.
آمورائيم:
جمع آمورا به معناى شارح و مفسّر، لقب عالمانى است كه پس از تكميل ميشنا به شرح و تفسير آن اقدام كرده، آن را به تلمود تبديل نمودند.
كار ديگرشان شرح و تفسير مباحث غير هلاخايى (مباحث اخلاقى و ...) بوده است. حاصل كار ايشان دو تلمود بابلى و فلسطينى (اورشليمى) است. در فلسطين به آمورا، «ربّى» مىگفتند و در بابل «راو».
[١].
Cf. Jacob Neusner andTamaraSonn, op. cit., p. ٠٢- ٢٢.