دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - ٢ مقام عصمت
دمشق» [١] با اضافه اين عبارت:
«و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض يوم القيامة»
و منابع ديگرى از كتب اهل سنّت و منابع حديث اهل بيت ذكر شده است.
٤. احاديث نبوى كه على عليه السلام را به عنوان «باب مدينة علم النبىّ» معرفى كرده، از جمله حاكم نيشابورى با سندى كه تصريح مىكند سند صحيحى است در كتاب مستدرك از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند
«أنا مدينة العلم و علىّ بابها» [٢]
و همچنين طبرانى در «معجم الكبير» [٣] و هيتمى در «مجمع الزوائد» [٤] و سيوطى در «جامع الصغير» [٥] و مير متّقى هندى در «كنز العمّال» [٦] و جمعى ديگر اين حديث را آوردهاند.
اين حديث به اين عبارت
«انا دار الحكمة و علىّ بابها»
در «صحيح ترمذى» [٧] و كتب متعدّد ديگر آمده است.
٥. حديث ثقلين: كه از احاديث معروفى است كه با طرق متعدد در كتابهاى بسيار و مخصوصاً كتب دست اوّل برادران اهل سنّت (علاوه بر كتب پيروان اهل بيت) نقل شده است از جمله: در صحيح ترمذى از ابو سعيد خدرى و زيد بن ارقم نقل شده كه هر دو گفتند: رسول اللَّه فرمود:
«إنّى تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلّوا بعدى أحدهما أعظم من الآخر كتاب اللَّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيها». [٨]
اين حديث در مسند احمد [٩] به عنوان «إنّى تارك فيكم خليفتين» و در خصايص نسائى [١٠] به عنوان «إنّى تارك فيكم ثقلين» و در «مستدرك الصحيحين» [١١] به عنوان
«إنّى تارك فيكم أمرين لن تضلّوا إن اتبعتموهما و هما كتاب اللَّه و أهل بيتي عترتي»
و ابن حجر هيتمى در كتاب «الصواعق المحرقه» [١٢] به عنوان «إنّى قد تركت فيكم الثقلين ...» با تصريح به اين نكته كه اين يك روايت صحيح و معتبر است، نقل شده است.
قابل توجّه است كه ابن حجر هيتمى مىافزايد:
«حديث تمسّك از طرق بسيارى در حدود بيست و چند طريق از بيست و چند صحابى نقل شده، از بعضى طرق استفاده مىشود كه پيامبر اين سخن را در «حجّة الوداع» در عرفه فرموده و از بعضى استفاده مىشود كه در مدينه در بيمارى قبل از رحلت بوده و از بعضى بر مىآيد كه در غدير خم بوده و از بعضى ديگر استفاده مىشود كه بعد از بازگشت از طائف خطبهاى خواند و اين مطلب را بيان فرمود».
ابن حجر بعد از بيان اين مطلب مىگويد: «تمام اين احاديث ممكن است صحيح باشد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين مطلب را كراراً و در جاهاى مختلف بيان
[١]. تاريخ دمشق، ج ٤٢، ص ٤٤٩.
[٢]. مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١٢٦.
[٣]. معجم الكبير، ج ١١، ص ٥٥.
[٤]. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١١٤.
[٥]. جامع الصغير، ج ١، ص ٤١٥.
[٦]. كنز العمّال، ج ١٣، ص ١٤٨، ح ٣٦٤٦٣.
[٧]. صحيح ترمذى، ج ٥، ص ٣٠١، ح ٣٨٠٧.
[٨]. همان مدرك، ص ٦٦٣، ح ٣٧٨٨.
[٩]. مسند احمد، ج ٥، ص ١٨٢.
[١٠]. خصائص نسايى، ص ٢٠.
[١١]. مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١٠٩.
[١٢]. الصواعق المحرقه، ص ١٥١- ١٥٠.