دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - ١ تاريخچه انسداد
١. تاريخچه انسداد
بين اهل تسنّن خلافى نيست كه پديده انسداد پس از دوران صحابه پيش آمده، ولى ديدگاهها درباره زمان دقيق آن مختلف است: برخى زمان انسداد را بر محور سال و قرن و گروهى بر محور اشخاص قرار دادهاند؛ در ميان گروه نخست چند نظر است: الف) عدهاى زمان انسداد را از پايان قرن دوم دانستهاند: «قال بكر بن العلاء القشيرى المالكي: ليس لاحد أن يختار بعد المائتين من الهجرة». [١]
ب) گروهى شروع انسداد را از نيمه قرن چهارم مىدانند: «نادوا بسدّ باب الاجتهاد فى منتصف قرن الرابع». [٢]
ج) دستهاى آغاز قرن ششم را زمان اعلام انسداد دانستهاند؛ در كتاب موسوعه فقهيّه- كه تحت اشراف وزارت اوقاف كويت منتشر شده- آمده است:
«ما اهَلَّ القرن السادس الهجرى حتى نادى بعض العلماء بإقفال باب الاجتهاد». [٣]
گروهى كه ملاك را اشخاص قرار دادهاند چند نظر دارند:
الف) زمان انسداد اجتهاد، در هر يك از مذاهب چهارگانه پس از علّامه نسفى، [٤] و انسداد اجتهاد مطلق بعد از ائمّه اربعه است:
«قال صاحب فواتح الرحموت: ثمّ إنّ من النّاس من حكم بوجوب الخلوّ من بعد العلّامة النسفى و اختتم الاجتهاد به و عَنْوا الاجتهاد في المذهب و أمّا الاجتهاد المطلق فقالوا: اختتم بالأئمّة الأربعة». [٥]
ب) زمان انسداد پس از ابو حنيفه و أبو يوسف و زفر بن هذيل و محمّد بن حسن و حسن بن زياد لؤلؤى است؛ ابن حزم و ابن قيم جوزيه از قول طايفهاى نقل كردهاند:
«ليس لأحدٍ أن يختار بعد أبي حنيفة [٦] و أبي يوسف [٧] و زفر بن الهذيل [٨] و محمّد بن الحسن و الحسن بن زياد اللؤلؤي، [٩] و هذا قول كثير من الحنفية».
[١]. اعلام الموقعين، ج ٢، ص ٢٧٦.
[٢]. ارشاد النقاد، ص ٢٧.
[٣]. موسوعه فقهيّه، ج ١، ص ٤٢.
[٤]. ابو حفص، عمر بن محمّد بن احمد بن اسماعيل نسفى، متولّد «نَسَف» (شهرى نزديك سمرقند) عالم به تفسير، تاريخ، ادبيّات عرب و فقيه حنفى بود. او داراى حدود صد تأليف بوده است و از وى با عنوان مفتى ثقلين نيز نام بردهاند. وى در سال ٥٣٧ در سمرقند درگذشت. (سير اعلام النبلاء، ج ١٤، ص ٥٨٠).
[٥]. ارشاد النقاد، ص ٢٦.
[٦]. نعمان بن ثابت [ابو حنيفه] از مردم فارس [ايران] بود. وى پيشواى مذهب حنفى است. درباره او گفتهاند: دانشمند بزرگ، مجتهد و امام اعظم است. وى نخستين كسى است كه در فقه و رأى كتاب نوشته است. (اصحاب الفتيا من الصحابة و التابعين، ص ٢١١).
[٧]. أبو يوسف، يعقوب بن ابراهيم بن حبيب انصارى كوفى، شاگرد ابو حنيفه و از پيروان او به شمار مىآيد. گفته شده است كه او نخستين كسى است كه به «قاضى القضاة» ملقّب گرديد. (الكنى و الالقاب، ج ١، ص ١٨٨).
[٨]. زفر بن هذيل بن قيس عنبرى، فقيه بزرگ و از اصحاب ابو حنيفه است؛ او نخست از اصحاب حديث بود، آنگاه به جمع اهل رأى پيوست. وى مىگفت: تا زمانى كه نصّى وجود دارد، به سراغ رأى نمىرويم؛ و هرگاه نصّى به دست ما برسد نيز رأى و نظر خويش را رها مىكنيم. (اعلام زركلى، ج ٣، ص ٤٥).
[٩]. حسن بن زياد لؤلؤى. ابن غزّى در ديوان الاسلام گفته است: لؤلؤى فقيه و دانشمند بزرگ و از اصحاب ابو حنيفه است. او در ارتباط با مذهب خويش كتابهايى نوشته است. ذهبى نيز او را از مردان پاك، نيكوكار و از شخصيتهاى مهم اصحاب رأى مىشمرد. (أصحاب الفتيا من الصحابة و التابعين، ص ٢١٨).