دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤ - ٣ گونه تأثير زمان و مكان در فتاواى فقها
تقيّه و فشار حكومتهاى جبّار بوده و ديگرى در غير اين زمان. يا اينكه خصوصيّات و شرايط زمانى و مكانى يك امام اقتضا داشت كه مثلًا حكمى به نحو عام يا مطلق ادا شود و شرايط زمانى و مكانى امام ديگر مقتضى تقييد يا تخصيص بود.
در گفتار پنجم به نمونههاى ديگرى از اين تعارض ظاهرى و راه حل آن اشاره خواهد شد.
ب) تأثير در سيره عملى معصومان
رسول خدا صلى الله عليه و آله خضاب مىكرد و امير مؤمنان عليه السلام گاه از خضاب پرهيز داشت [١] و لباس خشن مىپوشيد و امام صادق عليه السلام لباس نرم و فاخر، [٢] رسول خدا صلى الله عليه و آله و على عليه السلام حكومت مىكنند ساير ائمّه عليه السلام حكومت تشكيل نمىدهند. امام حسين عليه السلام قيام مىكند. امام حسن عليه السلام صلح مىكند و دهها نمونه از اين قبيل، حاكى از تأثير شرايط زمان و مكان در سيره عملى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام است. بديهى است هر كدام از معصومان اگر در شرايط ديگرى قرار مىگرفتند همان اقدام را انجام مىدادند، پس تغيير سيره، به معناى تغيير ارزشها يا احكام يا اصول نيست.
٣. گونه تأثير زمان و مكان در فتاواى فقها
گرچه بخش عظيمى از اختلاف فتاواى فقها ارتباطى به شرايط زمانى و مكانى ندارد؛ نظير اختلافاتى كه از اختلاف در مبانى رجالى، درايه، فقه اللغة و تفاوت سطوح علمى فقها نشأت مىگيرد و نظير اختلافاتى كه از اختلاف در بعضى از مبانى اصولى به وجود مىآيد؛ مانند اختلافات فراوانى كه ابن ادريس در فتاوا با شيخ الطائفه دارد و جهت آن گرايش زياد وى به استدلالات عقلى و گريزش از اخبار آحاد است، بر خلاف شيخ طوسى كه خبر واحد را حجّت مىداند. [٣]
بخشى از اختلافات است كه شرايط و خصوصيّات زمانى و مكانى نقش مستقيمى در تحقّق آن دارد؛ نظير اختلافاتى كه نوع سؤالات و استفتائات برخاسته از نيازهاى زمان خاص و يا مكان خاص، بر فقها تحميل مىكند؛ مثلًا چند نسل از فقها فتوا به نجاست اهل كتاب و نسل بعدى فتوا به پاكى آنان مىدهند. فقيهان عصر حكومت دينى با فقيهان عصر غير حكومت، فتاواى متفاوتى دارند، فقيهان عصر اينترنت و رايانه كه با سؤالات و نيازهاى جهانى روبهرو مىشوند و سفرهايى به جهان مىكنند قطعاً احكام ديگرى صادر مىكنند. اشتباه نشود منظور اين نيست كه آنها تحت تأثير محيط قرار مىگيرند و رنگ آن را به خود مىپذيرند، بلكه مقصود اين است كه به نيازهاى جديد و مشكلاتى پى مىبرند كه سبب غور بيشتر در ادلّه مىشود و از درون اين ادلّه گاه فتواى تازهاى بيرون مىآورند.
[١]. نهج البلاغه، حكمت ١٧. و سئل عليه السلام عن قول الرسول صلى الله عليه و آله «غيّروا الشيب و لا تشبّهوا باليهود» فقال عليه السلام: إنّما قال صلى الله عليه و آله ذلك و الدّين قُلّ فأمّا الآن و قد اتّسع نطاقه و ضرب بجرانه فامرؤٌ و ما اختار.
[٢]. مجموعه آثار استاد مطهرى، ج ٢١، ص ١٥٢.
[٣]. سرائر، جلد ٣، صفحه ٤٦ و ٥١.