دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - ويژگىهاى دوره دوم
صالح بن احمد بن حنبل (م ٢٦٦)، و فرزند ديگرش، عبد اللَّه بن احمد بن حنبل (م ٢٩٠) و عبد الملك بن عبد الحميد بن مهران (م ٢٧٤) و احمد بن محمّد بن حجاج اشاره كرد. [١]
اين مذهب در بغداد ظهور كرد و به شام هم رفت.
امروز مذهب غالب بر حجاز، قطر، فلسطين و بحرين، مذهب حنبلى است. [٢]
مصادر فقهى احمد بن حنبل:
شيوه احمد حنبل در استنباط فقهى، بدين صورت بود كه نخست از نصوص كتاب و سنّت استفاده مىكرد؛ و در سنّت از روايات مرسل و ضعيف نيز بهره مىگرفت و به هنگام تعارض ميان كتاب و سنّت، كتاب اللَّه را مقدّم مىشمرد؛ اگر سنّتى نمىيافت به فتاواى صحابه تمسّك مىكرد؛ و به هنگام اختلاف نظر صحابه، نظرى را كه به كتاب اللَّه و سنّت نزديكتر بود ترجيح مىداد، و اگر نظرى را نزديكتر به كتاب و سنّت نمىيافت، نظر اختلافى صحابه را در آن مسأله نقل مىكرد، ولى خودش نظرى را برنمىگزيد. وى حتّى حديث مرسل را بر قياس مقدّم مىداشت و در صورتى كه نصّى از كتاب و سنّت و يا سخنى از صحابه نمىيافت، به قياس عمل مىكرد و پس از آن استصحاب، سدّ ذرايع و مصالح مرسله را مستمسك قرار مىداد.
احمد بن حنبل در كتاب الخلال نقل مىكند كه از شافعى درباره قياس سؤال كردم؟ پاسخ داد: فقط به هنگام ضرورت مىتوان به آن عمل كرد. [٣]
ويژگىهاى دوره دوم:
مهمترين ويژگيهاى اين دوره از اين قرار است:
١. علم فقه از ساير علوم جدا شد و خود علمى مستقل گرديد.
٢. عقلگرايى و فتوا، بر اساس رأى و نظر گسترش يافت؛ زيرا فقهاى اهل سنّت در ميان جامعه خويش با پرسشهاى تازهاى مواجه مىشدند و چون پاسخش را از كتاب و سنّت نمىيافتند، بسيارى از آنان به نظر و رأى و قياس و مانند آن روى مىآوردند.
٣. مذاهب فقهى در اين دوره گسترش فراوان يافت و بر اساس برخى از نقلها تنها از سده دوم تا نيمه چهارم، ١٣٨ مذهب به وجود آمد. [٤]
٤. كثرت آرا و فتاوا در يك مسأله، از ويژگيهاى مهم اين دوره بود، كه به اختلاف مصادر فتوا و استنباط برمىگشت [٥] و همين امر مقدّمه محدود ساختن مذاهب در دوره بعد از سوى حاكمان گرديد كه بحث درباره آن به خواست خدا خواهد آمد.
(١). الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ١، ص ٥٤.
(٢). موسوعه جمال عبد الناصر، ج ١، ص ٣٦؛ تاريخ الفقه الاسلامى، ص ١٤٨.
(٣). تاريخ الفقه الاسلامى، ص ١٤٥؛ المدخل فى التعريف بالفقه الاسلامى، ص ٢٠٣.
(٤). دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٦، ص ٦٠٥.
(٥). ر. ك: تاريخ الفقه الاسلامى، ص ٨٩.