دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - ب) فلسفه احكام از منظر روايات
است». [١]
از جمله روايات قسم نخست:
١. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: خداوند به بندگانش چنين خطاب كرد:
«أطيعوني فيما أمرتكم به و لا تعلّمونى بما يصلحكم فانّى أعلم به و لا أبخل عليكم بمصالحكم
؛ اى بندگان من! در اوامر و دستوراتى كه به شما دادهام مرا اطاعت كنيد، زيرا من بهتر از شما بر مصالح شما آگاهم و در بيان آنچه به مصلحت شماست بخل نمىورزم». [٢]
٢. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«يا عباد الله أنتم كالمرضى و ربّ العالمين كالطبيب، فصلاح المرضى فيما يعلّمه الطبيب و يدبّره، لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه، ألا فسلّموا للّه أمره تكونوا من الفائزين
؛ بندگان خدا! شما به منزله بيماران مىباشيد و پروردگار جهان به منزله طبيب، پس صلاح مريض و مصلحت او در آن دستوراتى است كه طبيب براى وى تشخيص مىدهد، نه در آن چيزهايى كه مريض علاقه دارد و پيشنهاد مىنمايد. بنابراين تسليم فرمان خدا شويد تا به پيروزى و كاميابى دست يابيد». [٣]
٣. در حديث صحيحى از جميل بن درّاج آمده است:
«سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن شىء من الحلال و الحرام. فقال: انّه لم يجعل شىء إلّا لشيء
؛ از امام صادق عليه السلام از حلال و حرام سؤال كردم، فرمود: هيچ حكمى بدون علّت وضع نشده است». [٤]
٤. در حديثى از امام رضا عليه السلام مىخوانيم: تمام چيزهايى را كه خداوند مباح كرده به خاطر مصلحت و منفعت بوده و هرچه را حرام كرده به خاطر مفسده و مضرات و خطرات آن بوده است. مىفرمايد:
«إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم يبح أكلًا و لا شرباً الّا لما فيه من المنفعة و الصلاح، و لم يحرّم إلّا ما فيه من الضرر و التلف و الفساد
؛ خداوند از خوردنىها و آشاميدنىها چيزى را مباح نكرده مگر اينكه در آن منفعت و مصلحت بوده و چيزى را حرام نكرده، مگر اين كه در آن ضرر و نابودى و فساد بوده است». [٥]
٥. در حديث معروف تحف العقول چنين آمده است:
«و كلّ أمر يكون فيه الفساد ممّا هو منهىّ عنه من جهة أكله و شربه ... فهذا كلّه حرام و محرّم
؛ هر چيزى كه در خوردن و آشاميدن آن فساد باشد، حرام است». [٦]
و از جمله از روايات قسم دوم روايات زير است.
١. دكتر وهبه زحيلى در كتاب خود مىنويسد:
ابن مسعود از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند، كه درباره فلسفه ازدواج فرمود:
«يا معشر الشباب! من استطاع منكم الباءة فلْيتزوّج، فانّه اغضّ للبصر، و أحصن للفرج و من لم
[١]. اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠١٠.
[٢]. عدة الداعى، ص ٣٧.
[٣]. همان مدرك.
[٤]. علل الشرايع، ج ١، ص ٨، باب ٨/ ح ١؛ بحار الأنوار، ج ٦٠، ص ١١٠ (به اين حديث در بحثهاى گذشته نيز اشاره شد).
[٥]. مستدرك الوسائل، ج ١٦، ص ١٦٥، باب اوّل از ابواب اطعمه محرمه، ح ٥.
[٦]. تحف العقول، ص ٣٣٣.