دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - يادآورى لازم
به هر حال، در اصطلاح اصوليون و فقها، فقه مجموعهاى از قوانين، دستورات و امر و نهىهايى است كه فقيه، از منابع و ادلّه تفصيلى آن استنباط مىكند و موضع عملى بندگان را در برابر خالق رقم مىزند و به او مىآموزد كه چه عكس العملى در مقابل مولاى حقيقىاش داشته باشد.
به بيان ديگر: اگر غرض از خلقت انسان، عبوديت است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» [١] فقه، طريق عبوديت و بندگى را تعيين مىكند و راه عملى آن را به بنده مىآموزد و بر همين اساس به آن «شريعت»- و «منهاج»- به معناى راه- نيز گفته مىشود.
از بررسى مجموع رواياتى كه در زمينه فقه و فقاهت وارد شده، به دست مىآيد كه رسول مكرّم و ائمّه اهل بيت عليهم السلام و فقهاى اسلام براى جداسازى فقيه واقعى و حقيقى از غير واقعى، اصرار فراوانى ورزيدهاند و در تعبيراتى نظير:
«ألا إنّ الفقيه من أفاض على النّاس خيره ...». [٢]
«أ لا أخبركم بالفقيه حقّاً؟». [٣]
«أ لا أخبركم بالفقيه حقّ الفقيه؟». [٤]
«الفقيه كلّ الفقيه من لم يقنّط النّاس ...». [٥]
«فإنّا لا نعدّ الفقيه منهم فقيهاً حتّى يكون محدّثاً». [٦]
«لا يكون الرجل منكم فقيهاً حتّى يعرف ...». [٧]
معيار فقه واقعى را گوشزد نمودهاند و اين نحو موضعگيرى و برخورد، دليل بر شيوع نوعى انحراف و كجفهمى در عرف متشرّعه آن زمان در زمينه فقه و فقاهت است؛ انحرافى كه با كمال تأسف در عصر كنونى نيز مشاهده مىشود.
واژهشناسى «فقه»، «فقيه» و «تفقّه» و بررسى معناى لغوى و تفكيك آن از معناى اصطلاحى و پى بردن به معناى مراد در فرهنگ قرآن و حديث، مىتواند در مقابل اين انحراف بايستد و سبب شود كه از آن همه فضايل و بركاتى كه براى فقه و فقاهت در لسان كتاب و سنّت وارد شده، سوء استفاده نگردد و كژى و انحراف در بايستههاى حوزهها و مراكز تعليمى به وجود نيايد و در تطبيق متّفقه قرآنى «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ» و «فقيه كتاب و سنّت» و يا «فقيه اهل بيت» خطا و اشتباهى رخ ندهد، فضائلى نظير:
«فضل الفقيه على العابد كفضل الشّمس على الكواكب
؛ برترى فقيه بر انسان عابد همانند برترى خورشيد بر ستارگان است». [٨]
«إذا أراد اللَّه بعبدٍ خيراً فقّهه في الدّين ...
؛ وقتى خداوند اراده كند به بندهاش خيرى برساند او را فقيه در دين قرار مىدهد ...». [٩]
[١]. ذاريات، آيه ٥٦.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٢، ص ٥، ح ١٠.
[٣]. همان مدرك، ص ٤٨، ح ٨.
[٤]. همان مدرك، ص ٤٩.
[٥]. همان مدرك، ص ٥٦.
[٦]. همان مدرك، ص ٨٢.
[٧]. همان مدرك، ص ١٨٤.
[٨]. بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٣٢١، ح ١٩، از امام موسى بن جعفر عليه السلام.
[٩]. غرر الحكم، ح ٤٠٧٦.