دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - الف) قرآن مجيد
وظيفه عملى انسان را مشخص مىكند.
علمى كه اين گونه مباحث در آن صورت مىگيرد، «علم اصول» نام دارد و به چنين حكمى كه با ادلّه ظنى و يا با اجراى اصول هنگام شك به دست مىآيد، «حكم ظاهرى» مىگويند و البتّه ادلّه حجيّت احكام ظاهرى بايد با قطع و يقين ثابت گردد، لذا مشهور گفتهاند: «ظنّية الطريق لا تنافى قطعيّة الحكم». [١]
برخى از علماى اهل سنّت در ترتيب ادلّه چنين گفتهاند: اوّلين دليلى كه مجتهد را از همه ادلّه ديگر بىنياز مىكند و با وجود آن به هيچ دليل ديگرى نياز ندارد، اجماع است كه اگر آن را به دست آورد لازم نيست ساير ادلّه را پىگيرى كند و لذا كتاب و سنّت مخالف با آن را بايد تأويل كند يا منسوخ بداند، سپس در رتبه دوم نوبت به كتاب و سنّت متواتر، آنگاه نوبت به خبر واحد و قياس مىرسد. [٢]
اينك با توجّه به اين مقدّمات، بحث را ابتدا با طرح منابعى كه فى الجمله مورد اتّفاق است آغاز نموده و سپس به ذكر منابع ديگر استنباط مىپردازيم.
منابع اصلى و مورد اتّفاق در استنباط:
الف) قرآن مجيد
اساسىترين و مهمترين مأخذ احكام خداوند، قرآن است. كتاب خدا مشتمل بر اصول عقايد، تاريخ، اخلاق و احكام است. بخش مربوط به احكام را اصطلاحاً «آيات الاحكام» يا «احكام القرآن» ناميدهاند. گفته شده: تعداد آيات الاحكام در قرآن، پانصد آيه است. [٣] ولى برخى گفتهاند: از معظم آيات قرآن به نحوى، استفاده احكام مىشود: به نحو صريح يا با استنباط از آيهاى بدون ضميمه كردن آيات ديگر، يا با انضمام دو يا چند آيه به يكديگر [٤] و يا با انضمام آيه، به روايتى كه مفسِّر و مبيِّن آن است، ولى اين سخن سخنى اغراقآميز است.
در كشف الظّنون نخستين كتاب را درباره احكام القرآن، كتاب شافعى (م ٢٠٤) دانسته شده است [٥] در حالى كه ابن نديم در «الفهرست» در ضمن كتب آيات الاحكام از احكام القرآن كلبى ياد كرده است، [٦] كه نام كامل وى أبو نصر، محمّد بن سائب بن بشر كلبى است و از اصحاب امام صادق عليه السلام و از دانشمندان اماميّه است. شيخ آقا بزرگ تهرانى در كتاب «الذّريعة» به استناد نوشته ابن نديم اوّلين كتاب احكام قرآنى را از محمّد بن سائب كلبى دانسته و مىافزايد: وى در سال ١٤٦ قمرى وفات يافته در حالى كه شافعى در سال ١٥٥ قمرى متولّد شده است. [٧]
كتابهاى مربوط به آيات الاحكام فراوان هستند و شايد بسيارى از آنها در گذر تاريخ از بين
[١]. رسائل (فرائد الاصول)، ص ٢٦.
[٢]. روضة الناظر، ج ٢، ص ٣٨٩؛ مجموعه فتاواى ابن تيميّه، ج ٣، ص ٣٦٤.
[٣]. الإتقان، ج ٤، ص ٤٠؛ اللباب فى اصول الفقه، ص ٥١.
[٤]. اللُّباب فى اصول الفقه، ص ٥٠- ٤٩.
[٥]. كشف الظنون، ج ١، ص ٢٠.
[٦]. الفهرست، ص ١٠٨.
[٧]. الذّريعة، ج ١، ص ٤٠.