دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - لازمه اخلال در فقه، اخلال در دو ركن ديگر دين است
يَرْفَعُهُ»؛ كلمه نيكو (ى توحيد) به سوى خدا بالا مىرود و عمل نيك خالص، آن را بالا مىبرد». [١] بنابراين كه ضمير مفعولى «يرفعه» به «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» برگردد (چنانكه جمعى از مفسّران [٢] قائل به آن شدهاند) بنابراين مقصود از «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» ايمان و اعتقادات قلبى است كه با عمل صالح تكامل و پرورش مىيابد. [٣]
در روايتى از امام صادق عليه السلام و يا امام باقر عليه السلام آمده است:
«من قال: لا إله إلّا اللَّه فلن يلج ملكوت السماء حتّى يتمّ قوله بعمل صالح
؛ كسى كه كلمه توحيد را بر زبان جارى كند به ملكوت آسمان نمىرسد مگر اينكه كلامش را با عملى شايسته و خالص، كامل نمايد». [٤]
ممكن است آن آيه و اين روايت اشعار به اين حقيقت داشته باشد كه ابزار باطنى ايمان و معرفت و شعور فطرى انسان كه ممكن است به موانعى برخورد كند و گرد و غبار بگيرد و كم رنگ شود و يا به طور كلى مدسوس و مدفون گردد «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها» و از فعاليّت بيفتد با دو عنصر عمل و اخلاق كه تأمين كننده «عمل صالح» مىباشد و در قالب «تقوا» بروز مىكند صاف و شفاف مىشوند و چنانكه از دو آيه «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» [٥] و «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» [٦] بدست مىآيد تقوا سبب افزايش قدرت تشخيص حق از باطل و ازدياد علم مفيد مىشود.
به بيان ديگر: گرچه ١. نظام اعتقادى، جوهره اصلى در مجموعه دينِ تركيب يافته از سه نظام اعتقادى، اخلاقى و تشريعى است. ٢. خود نظام اعتقادى نيز از جوهرهاى برخوردار است كه همان ايمان به غيب است. ٣. و ايمان به غيب، در واقع ايمان به حقايق ناپيدايى است كه به جهت لطافتى كه دارند از شعاع احساس و ابزار ادراكى متعارف بشر به دور است و تنها با ابزار مخصوصى كه در نهاد انسان نهادينه شده يعنى با شعور باطنى و فطرى انسان كشف مىشود (و شايد بر همين اساس باشد كه آنچه از انسان، خواسته شده ايمان به آن حقايق است نه مجرد علم و آگاهى از آن و تعبير به «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» شده نه «الذين يعلمون الغيب») ولى شكّى نيست كه اين ابزار باطنى گاهى به موانعى برخورد مىكند و براى فعّال شدن و از ميان برداشتن موانع آن بايد به دو نظام ديگر (اخلاقى و تشريعى) روى آورد و فقه تأمين كننده نظام تشريعى است.
ج) در قرآن كريم بيش از پنجاه مورد، ايمان به همراه عمل صالح (كه بدون تحصيل «فقه» حاصل نمىشود) معيار صلاح و فلاح و اجر و پاداش اخروى معرفى شده است. نظير آيهاى كه وعده اجر عظيم را به كسانى مىدهد كه ايمان و عمل صالح
[١]. فاطر، آيه ١٠.
[٢]. نظير علّامه طباطبايى در الميزان، ج ١٧، ص ٢٣؛ وهبه زحيلى در التفسير المنير، ج ٢٢، ص ٢٣٦.
[٣]. چنانكه علّامه طباطبايى در الميزان، ج ١٧، ص ٢٣ به آن تصريح كردهاند.
[٤]. بحار الأنوار، ج ٦٦، ص ١٠٢.
[٥]. انفال، آيه ٢٩.
[٦]. بقره، آيه ٢٨٢.