دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤ - اقسام تغيير موضوعات
بر اين معناست و امّا آنچه در كلام برخى از كفّار آمده، آيه ٣٥ سوره سبأ است. در اين آيه شريفه مىخوانيم: « «وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ»؛ و (مترفين و كفّار) گفتند: اموال و اولاد ما (از همه) بيشتر است (و اين نشانه علاقه خدا به ماست)؛ و ما هرگز مجازات نخواهيم شد».
بنابراين، در زمان نزول آيات كثرت جمعيّت، همانند فراوانى سرمايه و دارايى، سبب قوّت و قدرت و شوكت و عظمت بود. بدين جهت موجب مباهات نيز شمرده مىشد.
امّا اگر اين موضوع تغيير پيدا كرد و ازدياد جمعيّت باعث ذلّت و حقارت و ضعف و ناتوانى ملت و كشورى شد، همان گونه كه اين مطلب در مورد كشور هندوستان نقل مىشود، چرا كه جمعيّت آنان به قدرى زياد شده كه برخى از مردم بر اثر كمبود امكانات، از جمله موادّ غذايى به خاطر گرسنگى جان مىدهند.
علاوه بر اين كه مشكل مسكن در آنجا غوغا مىكند. تا آنجا كه عدّهاى در كنار خيابان و در پياده روها به دنيا مىآيند و در همانجا زندگى نموده، و در همانجا از دنيا مىروند! و در حقيقت چنين جمعيّتى هيچ يك از امكانات يك زندگى سالم را ندارند. آيا در چنين فرضى كثرت جمعيّت مطلوب است؟!
ما نمىگوييم كه جمعيّت مسلمانان به اين حد رسيده است، بلكه مىگوييم: اگر فزونى جمعيّت به اين حدّ برسد و اين مشكلات و تبعات را داشته باشد، آيا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به چنين جمعيّتى نيز در برابر ساير امّتها مباهات و افتخار مىكند؟ يا در چنين صورتى بر تمام مسلمانان لازم است كه به جاى كثرت جمعيّت و زياد كردن نفرات و ازدياد نفوس، در فكر فزونى كيفيت نفرات مسلمانان در عرصه علم و قدرت تفكّر و امور فرهنگى و اخلاقى و صنعتى و مانند آن باشند، نه اين كه مسلمانانى فاقد اين جهات كيفى به جامعه عرضه كنند. چرا كه كثرت جمعيّت در چنين فرضى، مانع از رسيدن مسلمانان به مراتب عالى علمى و اقتصادى و سياسى و مانند آن مىشود.
كلام مولا امير المؤمنين عليه السلام مؤيّد مباحث مذكور است. آن حضرت در پاسخ به پرسشى از معناى اين سخن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله:
«غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ
؛ موهاى سفيد خود را تغيير دهيد (رنگ كنيد) ولى خود را به شكل يهوديان در نياوريد» فرمودند:
«إِنَّما قالَ صلى الله عليه و آله وَ الدِّين قُلٌّ، فَامَّا الْآنُ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتارَ
؛ آن دستور پيامبر صلى الله عليه و آله براى زمانى بود كه تعداد مسلمانان كم بود، امّا اكنون كه جمعيّت آنان فراوان شده و منطقه مسلمانان گسترش يافته، ملزم به اين كار نيستند». [١]
اشاره به اين كه تغيير شرايط زمان سبب تغيير آن دستور شده است.
آنچه گفته شد پنج نمونه بود كه تبدّل موضوع، تغيير حكم را به دنبال داشت و اين مطلب كليد اصلى حلّ بسيارى از مسائل مستحدثه است.
البتّه روشن است كه نمونههاى پنجگانه خصوصيّتى ندارد و مثالها منحصر در آن نيست.
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ١٧.