دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - «فقه» شيوه نامه عبوديّت
بندگى و آييننامه زندگى نمىباشد. شيوه نامهاى كه توسط رسولان خدا بدست ما رسيده است و آييننامهاى كه با بررسى آيات الهى و مطالعه در سنّت و سيره رسول و اوصياى وارثش تنظيم و تدوين مىشود، همان حقيقتى كه در بيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام تجلّى يافته است، آنجا كه در جواب سؤال از علّت وجوب شناخت پيامبران و ايمان به آنها و وجوب اطاعت از آنها مىفرمايد:
«لأنّه لمّا لم يكن فى خلقهم و قولهم و قواهم ما يكملون لمصالحهم و كان الصانع متعالياً عن أن يرى و كان ضعفهم و عجزهم عن إدراكه ظاهراً لم يكن بدّ من رسول بينه و بينهم معصوم يؤدّى إليهم أمره و نهيه و أدبه و يقفهم على ما يكون به إحراز منافعهم و دفع مضارّهم إذ لم يكن فى خلقهم ما يعرفون به ما يحتاجون إليه من منافعهم و مضارّهم
، زيرا وقتى كه انسانها از طريق توانمندىها و استعدادهاى شخصىشان نتوانند مصالح خويش را تأمين كنند و از طرفى خداوند، قابل رؤيت ظاهرى نباشد و انسانها نيز از ادراك او عاجز باشند چارهاى جز اين نيست كه پيامبر معصومى را واسطه بين خود و آنان قرار دهد تا آنها را از امر و نهى و ادبش آگاه سازد و به عوامل دستيابى به منافع و فاصله گرفتن از مضرّات واقفشان نمايد». [١]
حقيقت «فقه» و فلسفه جعل احكام و مسائل فقهى رسيدن به عبوديّت حضرت حق است
(كفى بالمرء فقهاً إذا عبد اللَّه) [٢]
عبوديّتى كه چيزى غير از اطاعت پروردگار و عمل به واجبات، و ورع در دين خدا و دورى از محرماتش نيست
(أفضل الفقه الورع فى دين اللَّه و العمل بطاعته). [٣]
اگر رسيدن به عبوديّت حضرت حق بدون فاصله گرفتن از زشتىها و پليدىها و بدون دورى گزيدن از كبر و غرور و ريا و تثبيت توحيد و اخلاص در عمل، حاصل نمىشود كتاب «الصلاة» كه بخش عمدهاى از فقه را تشكيل مىدهد هم دورى انسان از زشتىها را تضمين مىكند «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» [٤] و هم كبر و غرور را از او مىزدايد
(فجعل اللَّه ... الصلاة تنزيهاً لكم عن الكبر) [٥]
و كتاب «الصيام» كه بخش عمده ديگرى از «فقه» را بوجود آورده است دورى از ريا، و اخلاص و توحيد در عمل را به ارمغان مىآورد
(... و الصيام تثبيتاً للاخلاص). [٦]
و اگر عبوديّت خداى سبحان بدون انذار و برحذر شدن و خشيت او در مقام گناه و محرمات بدست نمىآيد، «تفقّه در دين» است كه مىتواند زمينه «انذار ناس» و در نهايت «تحذّر» (توجّه و هشيار بودن) در برابر محرّمات الهى را بدنبال داشته باشد «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» [٧] و
[١]. بحار الأنوار، ج ٦، ص ٦٠- ٥٩؛ عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٩٩.
[٢]. كنز العمّال، ج ١٠، ص ١٥٥، ح ٢٨٧٩٤.
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٦، ص ٧١.
[٤]. عنكبوت، آيه ٤٥.
[٥]. الاحتجاج، ج ١، ص ١٣٣، خطبه حضرت زهرا عليها السلام.
[٦]. همان مدرك.
[٧]. توبه، آيه ١٢٢.