دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - ٣ فراگير بودن فقه نسبت به همه نيازها
حالت اوّليه خلقت تجاوز نكنند- آن را مىشناسند» [١] و به تعبير ديگر: «معروف» و «منكر» يعنى «شناخته» و «ناشناخته» اشاره روشنى به اين حقيقت دارد كه كارهاى نيك با روح و فطرت انسان آشناست و كارهاى زشت، ناآشناست.
به بيان ديگر: بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند فطرى بودن «دين» منحصر به اصل توحيد و خداپرستى نيست بلكه شامل تمام اصول و فروع مىشود؛ البتّه منظور كليات فروع است، فى المثل «جهاد» يك امر فطرى است چرا كه هركس با فطرت خود درك مىكند كه در مقابل تهاجم دشمن بايد از خود دفاع كند، «حج» كه يك عبادت دسته جمعى است با فطرت اجتماعى بودن انسان هماهنگ است، «نكاح و ازدواج» كه براى ارضاى سالم غريزه جنسى است به فرمان فطرت انجام مىشود و «حسن عدل و قبح ظلم» از فطريات است.
از بركات اين ويژگى اين است كه همچنانكه فطرت انسانى امرى ثابت و پايدار و همگانى و همه زمانى است قوانين و مقرّرات دينى نيز كهنه نمىشود و براى همه اعصار و امصار سريان و جريان دارد. بر همين اساس است كه در ادامه آيه مزبور آمده است:
« «لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ»؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست اين است آيين استوار».
البتّه دوام و استمرار فقه، لازمه خاتميّت دين نيز مىباشد زيرا خاتميّت دين اسلام اقتضا دارد كه آيين و قوانين اسلامى به حدّ تمام و كمال رسيده باشد و در بستر زمان و طول دوران با همه فراز و نشيبها و مقتضيّات و مطالبات مختلفش قابل تطبيق و پياده شدن باشد.
تفصيل رمز و راز اين دوام و جاودانگى، با آن اختلاف و دگرگونى در زمان و مكان، در فصل ديگرى از همين كتاب تحت عنوان «نقش زمان و مكان در اجتهاد» آمده است.
٣. فراگير بودن فقه نسبت به همه نيازها
چنانكه گذشت لازمه فطرى بودن و خاتميّت دين استيعاب و فراگير بودن فقه اسلامى نسبت به همه اعصار و امصار و در نتيجه توان پاسخگويى آن نسبت به همه نيازهاى انسانى در طول زمان است و اين مطلبى است كه هم تعدادى از آيات، به آن پرداخته است و هم از بعضى از روايات استفاده مىشود: از آيات، علاوه بر آياتِ دالّ بر فطرى بودن و خاتميّت دين و آيه همگانى بودن رسالت پيامبر مكرّم صلى الله عليه و آله: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ» [٢] و آيه اكمال «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ...» [٣]- علاوه بر همه اينها- در آيه «نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ» [٤] نيز به آن تصريح شده است.
و از روايات، روايات فراوانى بر اين فراگيرى دلالت دارد كه در فصلهاى متعددى از اين كتاب به
[١]. الميزان، ج ٢، ص ٢٣٢.
[٢]. سبأ، آيه ٢٨.
[٣]. مائده، آيه ٣.
[٤]. نحل، آيه ٨٩.