دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٣ - پيشگفتار
بخشى از اصطلاحات مهمّ فقهى
پيشگفتار:
«اصطلاح» از مادّه «صلح» و صلح به معناى توافق كردن است. «اصطلاح» لفظى را گويند كه با توافق اهل يك دانش و فنّ، در معنا و مفهوم خاصى به كار مىرود و تدريجاً ميان اهل آن دانش و فن و مخاطبان آن، متداول مىگردد [١] و معمولًا مناسبت و شباهتى ميان معناى نوين «اصطلاحى» و معناى قديم «لغوى» برقرار است. [٢]
با توجّه به اين كه واژهها و الفاظ، موارد توافق شده ميان ارباب دانش و فن هستند، شايد به كار بردن لفظ «مصطلحات» كه اسم مفعول است از اين جهت مناسبتر از واژه «اصطلاحات» باشد زيرا «اصطلاح» مصدر است و معناى «توافق» را دارد. هر چند با توجّه به رايجتر بودن لفظ «اصطلاحات» از «مصطلحات» ممكن است گفته شود كه مصدر در اينجا به معناى اسم مفعول است.
غرض از وضع اصطلاحات، آسان كردن تفهيم و تفهّم در مباحث علمى و فنى است و اين غرض گاه ميان اساتيد و اهل علوم و فنون مطرح است، ولى گاه افراد عامى و غير آشنا طرف خطاب اهل علم و فن هستند كه براى فهم سريع آنان نيز سادهترين راه به كار بردن اصطلاحات است زيرا به وسيله آن مىتوان معانى زياد را با كوتاهترين الفاظ، و ظريفترين معانى را به آسانترين وجه بيان كرد.
تدوين اصطلاحات در همه زبانهاى بشرى و در تمام علوم و فنون امرى متداول است و اختصاص به زبان عرب ندارد. هر چند برخى از زبانها و علوم از نظر وجود اصطلاحات بسيار غنى و پربار است.
امروزه اصطلاحشناسى، كار مهمى است و آن عبارت است از آگاهى به واژگان مصطلح علمى، هنرى، نظامى، سياسى و .... زيرا علوم و فنون فراگير شده و در كنار آن، اصطلاحات نيز گسترده شده است.
«فقه» به عنوان يكى از گستردهترين علوم
[١]. لغت نامه دهخدا، ذيل كلمه اصطلاح، اصطلاحات.
[٢]. التعريفات (جرجانى)، ص ٤٤.