دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - اهميّت «فقه» در عرصه روايات
روشن است كه هوشيارى در برابر محرّمات و حدود الهى بدون آشنايى با خود محرّمات كه «فقه» بيانگر آن است حاصل نمىشود، چنانكه «رضوان» الهى كه قلّه آمال عارفان است «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» [١] بدون «خشيت» از پروردگار «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ» [٢] و خشيت از پروردگار بدون آگاهىهاى لازم از مبدأ و معاد و نيز بدون آشنايى با اوامر و نواهى صادره از جانب مبدأ، تحقق نمىيابد «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ». [٣]
اگر حريم الهى چون ساير حريمها براى خود، حدّ و مرزى دارد حلال و حرامهايى كه «فقه» بيانگر آن است مرزهاى الهى به حساب مىآيند و اگر كسى بخواهد مرزها و حدود الهى را بشناسد و به اصطلاح با «خطّ قرمز» هاى خدا آشنا شود بايد «فقه» را بخواند.
جالب توجّه است كه در آيات متعددى از قرآن پس از آنكه از احكام مربوط به ابوابى چون روزه [٤]، طلاق [٥]، ارث [٦]، جهاد [٧] و ظهار [٨] سخن به ميان مىآيد، دو تعبير جلب نظر مىكند: نخست تعبير به « «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ»*؛ آنچه از احكامى كه بيان كردهايم حدود و مرزهاى الهى است» [٩] و ديگر تهديد به اينكه تعدّى به اين حدود و تجاوز از اين مرزها سر از ظلم و در نهايت خلود در آتش در مىآورد «وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» [١٠] «وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها» [١١].
تعبير به «حد» و مرز از احكام الهى در روايتى از امام صادق عليه السلام نيز وارد شده، آنجا كه مىفرمايد:
«إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم يدع شيئاً يحتاج إليه الأمّة إلّا أنزله فى كتابه و بيّنه لرسوله و جعل لكلّ شىء حدّاً و جعل عليه دليلًا يدلّ عليه و جعل على من تعدّى ذلك الحدّ حدّاً
؛ خداوند تبارك و تعالى هيچ چيز از آنچه امّت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن نياز دارند را فرو نگذاشت مگر اينكه در كتابش قرآن، آن را نازل كرد و براى رسولش آن را بيان فرمود و براى هر چيزى حدّى قرار داد و براى آن حد دليلى نصب كرد كه بر آن دلالت كند و براى كسى كه از آن حد تجاوز نمود نيز حد (و مجازاتى) تعيين فرمود». [١٢]
با توجّه به آنچه گذشت كه «فقه» آييننامه و روش زندگى انسانها را در ابعاد مختلف شخصى،
[١]. توبه، آيه ٧٢.
[٢]. بينه، آيه ٨.
[٣]. فاطر، آيه ٢٨.
[٤]. بقره، آيه ١٨٧.
[٥]. بقره، آيه ٢٢٩ و ٢٣٠ و طلاق، آيه ١.
[٦]. نساء، آيه ١٣ و ١٤.
[٧]. توبه، آيه ٩٧.
[٨]. مجادله، آيه ٤.
[٩]. طلاق، آيه ١.
[١٠]. طلاق، آيه ١.
[١١]. نساء، آيه ١٤.
[١٢]. كافى، ج ١، ص ٥٩، ح ٢.