دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - چند نمونه از مسائل مستحدثه
قابل تغيير است ولى طرز برطرف كردن اين نيازها در طول تاريخ مختلف و متغيّر بوده است. بنابراين، اصل نيازهاى بشر ثابت و فروع و چگونگى برآورده كردن آن نيازها متغيّر است.
قوانين و احكام اسلامى نيز چنين است، اصولى ثابت و هماهنگ با فطرت بشر دارد، و فروع متغيّر كه در طول زمانها و مكانها در ضمن عناوين ثانويّه تغيير مىنمايد و هر زمان در لباسى جديد بروز و ظهور پيدا كرده و بسيارى از مسائل مستحدثه را حل مىكند.
از اين بحث روشن مىشود كه اساساً تعارضى بين نيازهاى متغيّر انسان و قوانين ثابت دين وجود ندارد، تا در پى رفع آن باشيم.
چند نمونه از مسائل مستحدثه:
با توجّه به آثارى كه براى عناوين ثانويّه گفته شد بايد به سراغ چند نمونه از مسائل مستحدثه كه با عناوين ثانويّه حل مىشود، برويم و چگونگى استدلال و استناد به آن را توضيح دهيم تا الگويى براى ساير مسائل باشد.
١. احداث خيابانها و بزرگراهها
از جمله نيازهاى امروز بشر مخصوصاً در زندگى شهرى احداث خيابانها و بزرگراههاى متناسب با وسايل نقليه موجود در آن شهر و حجم و ترافيك آن است ولى اين مسأله با مشكلى به نام تخريب خانههاى مردم و تصرف در املاك آنان روبهروست، چه بايد كرد؟
توضيح آنكه بدون شك انسان امروزى نمىتواند به وسايل نقليّه زمانهاى گذشته قناعت نموده و خود را از وسايل نقليّه سريع و راحتى كه امروزه براى حمل و نقل اشخاص يا بارهاى سنگين اختراع شده محروم سازد. اگر كشورى از كشورهاى جهان مرتكب اين خطا شود و در سفرهاى داخل شهرى و خارج شهرى مثلًا از شتر و اسب و مانند آن استفاده كند و ماشين آلات جديد را در صنعت و زراعت و ديگر مشاغل به كنارى نهد، و در دفاع از كشورها از هيچ يك از سلاحهاى جنگى روز استفاده نكند و فقط با شمشير و نيزه به ميدان جنگ برود بدون شك چنين كشورى عقبماندهترين، فقيرترين، ضعيفترين و وابستهترين كشورهاى دنيا محسوب خواهد شد و نظام چنين كشورى به هم مىريزد و سنگ روى سنگ نخواهد ماند.
علاوه بر اين كه چنين كارى مخالف كلام خداوند در آيه ٦٠ سوره انفال است كه مىفرمايد: « «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛ هر نوع (امكانات و) نيرويى در توان داريد، براى مقابله با آنها [دشمنان] آماده سازيد».
همان گونه كه منافات با آيه ١٤١ سوره نساء دارد، كه مىفرمايد: « «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است».
و همانطور كه مخالف با اين روايت است و مانع تحقق مضمون آن، كه در واقع يك حكم شرعى است، مىگردد:
«الْإِسْلام يَعْلُو وَ لا يُعْلى عَلَيْهِ
؛ اسلام برترى پيدا مىكند و هيچ چيز بر آن برترى نخواهد يافت». [١]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٧، ص ٤٦٠، ابواب ميراث الابوين، باب ١٥، ح ٢.