دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - ٤ پيدايش «تقريرات» در فقه و اصول
ويژگىهاى دوره هشتم
١. تنظيم ويژه مباحث اصولى
هر چند اين دوره، در واقع بخش قابل توجهى از آن ثمرهاى است كه شيخ انصارى و شاگردانش، از محقّق بهبهانى به ارث بردهاند و از اين رو، بيشتر مطالبى كه علماى اين دوره نوشتهاند ريشه آنها در كلمات محقّق بهبهانى و شاگردانش يافت مىشود، [١] ولى تفاوتش با دوره گذشته آن است كه اين سلسله از مباحث به شكل خاص تنظيم و ارائه گرديد كه نمونههاى روشن آن در آثار شيخ انصارى و آخوند خراسانى به خوبى ديده مىشود.
مسائل اصولى در اين دوره به مباحث الفاظ و مباحث عقلى تقسيم شد و مباحث عقلى به صورت گستردهاى، همراه با نوآوريها، مورد بحث قرار گرفت كه پيش از اين سابقه نداشته است.
٢. نوآورىهاى فقهى
در اين دوره ابواب فقهى به صورت تازه و گستردهاى ارائه گرديد كه مىتوان به بحثهاى گسترده شيخ انصارى در فقه و محقّق همدانى در مصباح الفقيه اشاره كرد.
٣. اهتمام گسترده به عبادات و عقود
هر چند فقه ابواب متعددى مانند عبادات و عقود و ايقاعات و سياسات دارد؛ ولى فقهاى اين دوره، بيشترين همّت خويش را صرف عبادات و عقود كردهاند. و اين رويكرد در كتاب مكاسب شيخ انصارى (در بخش معاملات) و مصباح الفقيه محقّق همدانى و عروة الوثقى آية اللَّه سيّد محمّد كاظم يزدى (عمدتاً در بخش عبادات) و ديگر آثار اين دوره نمود كامل دارد. فقهاى اين دوره غالباً در يكى از اين دو باب و يا هر دو باب تأليفاتى دارند.
٤. پيدايش «تقريرات» در فقه و اصول
هر چند «تقريرات» شبيه «امالى» در ميان علماى پيشين است كه استاد املا مىكرد و شاگردان مىنوشتند، ولى با دو تفاوت:
الف) امالى استادان، در گذشته، به نام خود استاد منتشر مىشد بدون آنكه نامى از شاگرد به ميان آيد؛ مثل امالى شيخ صدوق و امالى شيخ مفيد؛ ولى در اين عصر، تقريرات استادان به نام شاگردان منتشر مىشود، هرچند نام استادان نيز ذكر مىگردد، مانند اجود التقريرات كه درسهاى آية اللَّه نائينى است، ولى به نام شاگردش آية اللَّه خويى منتشر شده است و دهها تقريرات ديگر.
ب) در «امالى» الفاظ و عبارات نيز از استاد بوده و شاگردان متن املاى استاد را يادداشت و به نام استاد منتشر مىساختند؛ ولى در «تقريرات» محتواى كتاب از اساتيد است، ولى شاگردان، آن محتوا را با عبارات و الفاظ و جملهبندى و تبويب مناسب با ذوق خود تهيه و منتشر مىسازند.
[١]. موسوعة طبقات الفقهاء، مقدّمه، جزء ٢، ص ٤٥٨.