دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - فصل سوم اقسام فلسفههاى احكام
چه احكامى كه فلسفه آنها را عقل ما درك مىكند و چه احكام و دستوراتى كه فلسفه آنها را عقل ما نمىتواند درك كند ... و خداوند مردم را با اطاعت و بندگى خود با قوانين عقلانى و فوق عقل، امتحان و آزمايش مىكند، تا حجّت بر مردم تمام شود و شبههها زدوده گردد». [١]
امير مؤمنان على عليه السلام در يكى از سخنان خود در اين باره كه بعضى از دستورات الهى فلسفه اصلى آن بر بندگانش روشن نيست، و خداوند به وسيله آنها بندگان خود را امتحان مىكند، چنين مىفرمايد:
«... و لكنّ اللَّه سبحانه يبتلى خلقه ببعض ما يجهلون اصله، تمييزاً بالاختبار لهم، و نفياً للاستكبار عنهم، و إبعاداً للخُيَلاء منهم
؛ و لكن خداوند مخلوقات خويش را با امورى كه از فلسفه و ريشه آن آگاهى ندارند مىآزمايد تا مطيع از عاصى ممتاز گردد و تكبّر را از آنها بزدايد و آنان را از كبر و نخوت دور سازد». [٢]
«شيخ صدوق» در كتاب معروف خود علل الشرايع حديث مفصّل و طولانى را درباره فلسفه احكام از «فضل بن شاذان» از امام رضا عليه السلام نقل كرده است، [٣] كه در بخش آغازين آن حديث چنين آمده است:
«اگر كسى سؤال كند: آيا ممكن است شخص حكيم، بنده خود را بدون علّت و فلسفه، به يك سلسله كارها مكلّف كند؟
پاسخ مىدهيم: هرگز! چرا كه او حكيم است، و كارهاى او توأم با حكمت است، نه بيهوده و بدون هدف.
اگر كسى بپرسد: چرا خداوند مخلوقات خود را مكلّف كرده است؟
پاسخ مىدهيم: در تكليف خداوند علل و فلسفههايى است!
اگر سؤال كند: آن علل و اسرار، شناخته شده است يا ناشناخته؟
پاسخ مىدهيم: شناخته شده.
اگر سؤال شود: آيا شما آن اسرار و فلسفهها را مىدانيد و مىشناسيد؟
پاسخ مىدهيم: برخى از آنها را مىشناسيم و بعضى ديگر را نمىشناسيم». [٤]
از اين حديث شريف استفاده مىشود كه: اوّلًا:
[١]. بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٣٤٨.
[٢]. نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٣]. اگر چه حديث به صورت «فإن قال قائل» «قيل كذا» از زبان «فضل بن شاذان» نقل شده است، ولى در آخر حديث دارد كه: «على بن محمّد بن قتيبه نيشابورى» مىگويد: به «فضل بن شاذان» بعد از شنيدن علل و فلسفه (بعضى از) احكام گفتم: آيا اين علل و فلسفههاى احكام محصول استنباط شخصى خود بوده و از نتايج و برداشت عقل خودت مىباشد يا اين كه از امام رضا عليه السلام شنيدهاى و روايت مىكنى؟
در پاسخ گفت: من كجا و علم و آگاهى به مراد و مقصود خدا از آنچه فرض نموده كجا؟ من علم به مراد خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و علل و اسرار احكام ندارم، بلكه هرچه مىگويم از آقايم أبو الحسن الرضا عليه السلام است كه آنها را يكى بعد از ديگرى از آن حضرت مىشنيدم و جمعآورى كردهام.
آنگاه «على بن قتيبه» مىافزايد: آيا من مىتوانم به توسّط تو همه آنها را از امام رضا عليه السلام نقل كنم؟
فضل بن شاذان پاسخ داد: آرى!
[٤]. علل الشرايع، ج ١، ص ٢٥١، باب ١٨٢، ح ٩؛ بحار الأنوار، ج ٦، ص ٥٨ و ٨٥.