پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٦ - شرح و تفسير هر قدر در اين راه بكوشيد كم است!
هدف نهايى از زندگى دنيا است و به تعبيرى ديگر آنچه در بخش قبل گذشت مقدّمهاى بود براى بخش دوم، كه به هدف نهايى يعنى نيل به قرب خدا و ثوابهاى فوق العاده و پر اهميت الهى و پرهيز از عقابهاى خوفناك او اشاره مىكند.
مىفرمايد: «به خدا سوگند اگر همانند شترانى كه بچه خود را از دست دادهاند ناله سر دهيد و همچون كبوتران نوحهگرى كنيد، و بمانند راهبان تارك دنيا زارى نماييد و دست از اموال و فرزندان بكشيد تا به قرب الهى و مقامات والا نزد او، و آمرزش گناهانى كه كاتبان الهى آن را ثبت كرده و رسولان او، آن را نگهدارى مىكنند، دست يابيد، (همه اينها) در برابر ثوابى كه من براى شما انتظار دارم و عقوبتى كه از آن بر شما بيمناكم بسيار كم و ناچيز است»! (فو اللّه لو حننتم حنين [١] الولّه [٢] العجال [٣] و دعوتم بهديل [٤] الحمام و جأرتم جؤار [٥] متبتّلي [٦] الرّهبان [٧] و خرجتم إلى اللّه من الأموال و الأولاد التماس القربة إليه في ارتفاع درجة
[١] «حنين» در اصل به معنى دلسوزى و مهربانى و ترحّم است و معمولا در جايى گفته مىشود كه همراه با ناله دردناكى باشد و «استن حنّانه» به ستونى چوبى گفته شده كه در روايت آمده: پيامبر به آن تكيه مىكرد و براى مردم خطبه مىخواند، هنگامى كه منبرى براى پيامبر ساختند، حضرت روى آن منبر مىنشست و خطبه مىخواند، آن ستون از فراق پيامبر ناله كرد.
[٢] «ولّه» جمع «واله» و «والهه» است از ماده «وله» (بر وزن ولع) به معنى شدّت غم يا شادى است كه هوش را از سر مىبرد.
[٣] «عجال» جمع «عجول» از ماده «عجله» به معنى سرعت در انجام كارى است و گاه به زنانى كه فرزند خود را از دست داده و مضطربانه ناله سر مىدهند اطلاق مىشود.
[٤] «هديل» گاه به جوجه كبوتر و گاه به صداى كبوتر اطلاق شده است و در اصل از ماده «هدل» (بر وزن عدل) به معنى سستى يا صداى ملايم آمده است.
[٥] «جؤار» معنى مصدرى دارد و به معنى فرياد آميخته با تضرّع و كمك خواستن است.
[٦] «متبتّل» از ماده «تبتّل» به معنى جدا شدن و كنارهگيرى كردن است و به حالت رهبانهايى كه از جامعه دورى مىگزينند و در گوشهاى به عبادت مشغول مىشوند، اطلاق مىشود و اگر به بانوى اسلام فاطمه زهرا «بتول» گفته شده، به خاطر آن است كه به حالت انقطاع رسيده بود و از نظر فضل و معرفت جدا و برتر از ديگر زنان بود و در بعضى از روايات آمده است كه «تبتّل» به معنى بلند كردن دست به درگاه خدا (هنگام تضرّع و زارى كردن) است.
[٧] «رهبان» جمع «راهب» از مادّه «رهب» (بر وزن رحم) در اصل به معنى ترسيدن است، ترسى كه آميخته با خويشتندارى باشد و «رهبانيت» به معنى شدّت تعبّد و ترك دنيا آمده است و آن بدعتى بوده كه گروهى از مسيحيان در آيين مسيح گذاردند: به اين صورت كه زنان و مردان تارك دنيا از ازدواج براى هميشه چشم مىپوشند و از فعاليتهاى اجتماعى كنارهگيرى كرده و به معابدى كه نام آن «دير» است پناه مىبرند و مشغول عبادت مىشوند و در اسلام بشدّت از اين كار نهى شده است.