پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦ - دنيا سراى آرزوها!
دار مني [١] لها الفناء).
آرى آثار فنا و زوال از در و ديوار جهان نمايان است، درختانى كه در بهار شكوفه مىآورند و برگهاى زيبا بر شاخسار آنها ظاهر مىشود چند ماه بعد به هنگام پاييز پژمرده و خشك شده و با تند باد به هر سو پراكنده مىشوند، گويى نه بهارى در كار بود و نه برگ و نه شكوفهاى! جوانان نيرومند و پر نشاط ديروز، پيران ناتوان و خسته امروزند، و پيران خسته امروز استخوانهاى پوسيده فردا! عجبا كه قانون فرسودگى و پيرى در مجموعه جهان آفرينش و عالم خلقت نيز حاكم است و دانشمندان از آن تعبير به «آنتروپى» مىكنند، اتمهاى موجودات تدريجا متلاشى مىشود، و انرژيها به سوى يكنواختى پيش مىرود و منظومهها و كهكشانها رو به زوال مىگذارد.
سپس امام عليه السّلام به بعد ديگرى از اين معنى پرداخته، مىفرمايد: «و جلاى وطن براى اهل آن مقدر شده است» (و لأهلها منها الجلاء [٢]).
همه انسانها بدون استثنا دير يا زود با اين سراى فانى وداع مىگويند و به سوى زندگى جاويدان سراى ديگر مىشتابند، اين يك تقدير حتمى الهى است كه هيچ كس نمىتواند آن را انكار كند، و به همين دليل در آيات قرآن از مرگ به عنوان «يقين» ياد شده، چرا كه حتّى منكران مبدأ و معاد نيز به آن يقين دارند! در سومين و چهارمين وصف به پارهاى از جهات فريبنده دنيا كه گروهى را به سوى خود جذب مىكند اشاره كرده، مىفرمايد: «اين دنيا (ظاهرا) شيرين و سرسبز (و دل انگيز و وسوسهآميز) است» (و هي حلوة خضراء).
شيرينى مربوط به ذائقه و خرمى و طراوت مربوط به باصره و بينايى است، آرى زيبايى خيره كننده و زرق و برق دنيا انسانهاى غافل را به سوى خود مىكشاند، و
[١] «منى» از ماده «منى» (بر وزن نفى) به معنى برنامهريزى كردن است، و به آرزوهايى كه انسان براى آن طراحى مىكند اطلاق مىگردد، و مفهوم جمله بالا اين است كه در طبيعت دنيا فنا مقدر شده است.
[٢] «جلاء» در اصل به معناى ظاهر نمودن و آشكار ساختن است و از آنجا كه خروج از شهر و وطن افراد را در صحنه بيابان ظاهر و آشكار مىسازد گويى انسان در شهر مخفى است و با خروج آشكار مىشود به اين معنى نيز جلاء اطلاق شده است و جلاى وطن به معنى ترك وطن است.