پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - شرح و تفسير
خانوادگى استناد جستهاند، آنجا كه مىفرمايد: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً»، و هرگاه از جدايى و شكاف ميان آن دو (دو همسر) بيم داشته باشيد يك داور از خانواده شوهر و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد اگر آن دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مىكند، زيرا خداوند دانا و آگاه است. [١] هنگامى كه چنين موضوع كوچكى كه پيامدهاى محدودى دارد بايد از طريق داورى حل شود، چگونه كارهاى مهمى كه اگر اختلافاتش باقى بماند هرج و مرج در صحنه اجتماع پديد مىآيد و همه چيز به هم مىريزد، با حكميت حل نشود؟! و نيز به همين دليل جمعى معتقدند كه امير مؤمنان على عليه السّلام با اصل مسأله حكميت در مقطع خاصى مخالف نبود، بلكه با شخص حكمها مخالف بود و آنها را شديدا نفى مىكرد.
به هر حال امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به ضرورت تشكيل حكومت مىپردازد، زيرا همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد خوارج نه تنها با مسأله حكميت در صفّين مخالفت كردند، بلكه لزوم حكومت را نيز زير سؤال بردند و گفتند: هيچ نيازى به امام و حكمران نيست! ولى هنگامى كه مجبور شدند براى تشكيلات خود «عبد اللّه بن وهب راسبى» را به سرپرستى انتخاب كنند عملا از اين ادعاى واهى برگشتند. [٢] آن گاه امام عليه السّلام براى اثبات اين سخن چندين دليل روشن در عبارتى كوتاه و پر معنى بيان مىكند، مىفرمايد: «به يقين مردم نيازمند اميرى هستند، خواه نيكوكار باشد يا بدكار (اگر توفيق پيروى از حاكم نيكوكارى نصيبشان نشود وجود امير فاجر از نبودن حكومت بهتر است) (و إنّه لابدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر).
سپس به هفت فائده از فوائد و بركات و آثار حكومت اشاره مىكند كه بعضى
[١] سوره نساء، آيه ٣٥.
[٢] شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ٣٠٨.