پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - ١- حقوق متقابل امام و امّت
به سوى شخص خود فرا نمىخواند، در حالى كه معاويه دقيقا بر خلاف او بود. به همين دليل دنيا پرستان على عليه السّلام را رها كرده و به معاويه پيوستند.
او سپس اضافه مىكند كه على عليه السّلام از يارى نكردن اصحابش و فرار بعضى به سوى معاويه، با مالك اشتر سخن گفت و گله كرد.
مالك عرض كرد: «اى امير مؤمنان! آن روز كه ما با اهل بصره به كمك مردم بصره و اهل كوفه پيكار كرديم، مردم متحد بودند، ولى امروز اختلاف پيدا كرده و اراده آنها ضعيف و نفرات آنها كم شده است و تو نيز مىخواهى با عدالت با آنها رفتار كنى و حق را به حقدار برسانى و اگر افراد عادى در برابر سرشناسان مظلوم واقع شدند، حقّ آنها را از ظالمان بگيرى و افراد صاحب نفوذ و شرفا در نظر تو با افراد عادى تفاوتى ندارند. فرياد گروهى از اصحابت از اجراى حق در باره آنها بلند شده و از عدالت تو اندوهگين گشتهاند. از طرفى مشاهده مىكنند كه معاويه به ثروتمندان و صاحبان نفوذ چه خدمتى مىكند! دلهاى آنها متوجه دنيا شده و كمتر كسى پيدا مىشود كه اهل دنيا نباشد. اكثر آنها از حق كناره مىگيرند و خريدار باطل هستند و دنيا را بر آخرت ترجيح مىدهند، اگر اموال را در اختيار دنيا پرستان با نفوذ قرار دهى گردنها به سوى تو كشيده مىشود و خير خواه تو مىشوند و به تو عشق مىورزند ...» على عليه السّلام (در پاسخ اشتر) فرمود: «امّا اين كه گفتى كه ما با عدالت رفتار مىكنيم، اين چيزى جز پيروى فرمان خدا نيست كه مىفرمايد: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»، هر كس عمل صالحى را انجام دهد، سودش براى خود او است و هر كس بدى كند، به خويشتن بدى كرده است، پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمىكند. [١] و من از اين كه در آنچه گفتى (اجراى حق و عدالت) كوتاهى كرده باشم، بيشتر مىترسم (از آنچه مرا به سوى آن دعوت مىكنى).
[١] سوره فصلت، آيه ٤٦.