پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - ١- حقوق متقابل امام و امّت
سپس مىگويد: پرسيدم: «ما حقّهم عليه». «حق مردم بر امام چيست؟» فرمود: «يقسّم بينهم بالسّويّة و يعدل فى الرّعيّة»، «همه چيز را در ميان آنها مساوى تقسيم كند (و تبعيض در ميان مردم قائل نشود) و عدالت را در ميان آنها رعايت كند.
بعيد نيست كه جمله نخست اشاره به مسائل اقتصادى باشد و دومى به مسائل اجتماعى و سياسى نظر داشته باشد.
در پايان آن حديث حضرت فرمود: «فاذا كان ذلك فى النّاس فلا يبالى من أخذ هاهنا و هاهنا»، «هر گاه اين امر در ميان مردم حاكم باشد تفاوتى نمىكند كه حقوقشان را از اينجا بگيرند يا از آنجا». [١] اشاره به اين كه به هر حال مردم به حق خود مىرسند، خواه مصداق آن اينجا باشد يا جاى ديگر.
مرحوم محقّق مجلسى در مرآة العقول، در تفسير اين جمله نقل مىكند كه گفته شده: «منظور اين است كه وقتى، حقّى از دو طرف انجام گيرد، هر كس هر كجا برود و هر كار كند، مشكلى براى او ايجاد نمىشود و يا هر كس هر مذهبى داشته باشد فرقى نمىكند. [٢] زندگى امير مؤمنان و تاريخ پر افتخار او سرمشق بسيار مهم و پر ارزشى براى مسأله حكومت اسلامى است. او در امر عدالت بحدّى سختگير بود كه تمام وجود خويش و موقعيت خود را فداى آن كرد.
ابن ابى الحديد، در ذيل خطبه مورد بحث از يكى از مورّخان به نام فضيل بن جعد، نقل مىكند كه مهمترين عامل جدايى گروهى از عرب از امير مؤمنان على عليه السّلام مسائل مالى بود، چرا كه آن حضرت، شرفا و شخصيتهاى معروف را بر ديگران برترى نمىداد و نژاد عرب را بر غير عرب مقدّم نمىشمرد و با رؤساء و امراى قبايل سازشهاى پنهانى- آن گونه كه معمول پادشاهان است- نداشت و هيچ كس را
[١] اصول كافى، جلد ١، صفحه ٤٠٥.
[٢] مرآة العقول، جلد ٤، صفحه ٣٣٥.