پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - حقّ من بر شما و حقّ شما بر من!
نخست از حقوق امّت بر امام سخن مىگويد، چرا كه مقدم داشتن اين قسمت، علاوه بر اين كه سبب تأثير در نفوس شنوندگان مىشود، جنبه مردمى حكومت اسلامى را آشكار مىسازد و نشان مىدهد كه اين حكومت، با حكومت خود كامگان و طاغوتها و زمامداران خودسر- كه خود را مالك الرّقاب مردم مىدانستند و عملا با آنها معامله مالك نسبت به بردگان داشتند و تعبير ارباب و رعيت در نظام آنها، از تعبيرهاى رايج و متداول بود- فرق بسيار دارد.
حضرت مىفرمايد: «اى مردم! مرا بر شما حقى است و شما را بر من حقى، «أيّها النّاس! إنّ لي عليكم حقّا، و لكم عليّ حقّ».
گر چه حق در اينجا به صورت مفرد ذكر شده، ولى به معناى جنس حقّ است كه مفهوم عامى دارد و ذكر آن به صورت نكره، اشاره به عظمت اين حقوق است، زيرا گاه نكره آوردن براى تعظيم است.
حضرت سپس به سراغ نخستين حقّ امت بر امام مىرود و مىفرمايد: «امّا حق شما بر من (نخست) اين است كه از خير خواهى شما دريغ نورزم، «فأمّا حقّكم عليّ: فالنّصيحة لكم».
نصيحت، در اصل به معناى «خلوص» است و به همين دليل عسل خالص را «ناصح» مىگويند. گاه به معناى «دوختن» نيز آمده است و به همين جهت خياط را «ناصح» گفتهاند، سپس به هر گونه خير خواهى خالصانه و خالى از غلّ و غش، اطلاق شده است.
اين واژه در مورد خدا و پيامبر و قرآن و افراد مردم و در مورد امام و امّت به كار مىرود و در هر مورد، به مقتضاى حال، اشاره به مصداقى از آن مفهوم وسيع و جامع است.
در بعضى از منابع لغت مىخوانيم كه نصيحت، جامع معانى پراكندهاى است.
مثلا نصيحت براى خدا، به معناى «اعتقاد به وحدانيت او و اخلاص نيّت در عبادتش و يارى كردن حق» است و نصيحت نسبت به قرآن، به معناى «تصديق و