پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - ترجمه
با اين حال، عجيب است كه آنها، به عنوان خونخواهى عثمان، قيام كردند! در عالم سياست (سياست منهاى تقوا و پرهيزكارى و ايمان) اين مسائل، عجيب نيست كه افرادى، خودشان، توطئه مىكنند و بعد به عنوان دفاع، در برابر توطئه قيام مىكنند! امام عليه السّلام در ادامه اين سخن مىفرمايد: اگر (فرضا) من، در ريختن اين خون، شريكشان بودهام، آنها نيز سهيم بودهاند و اگر تنها، خودشان، مرتكب اين كار شدهاند، مسئوليت آن بر گردن خودشان است، (فلئن كنت شريكهم فيه فإنّ لهم لنصيبهم منه و لئن كانوا ولوه دوني فما التّبعة إلّا عندهم).
اين سخن، اشاره به اين دارد كه همه مىدانند كه آنها، در قتل عثمان، سهمى داشتهاند و به فرض كه مرا هم در اين كار سهيم بدانند (در حالى كه من، نه تنها، سهمى نداشتم، بلكه در خاموش كردن آتش فتنه كوشش فراوان كردم) سهم خودشان غير قابل انكار است و اگر محرّك اصلى، آنها هستند هم آنها بايد پاسخگو باشند! با اين حال، چه قدر بىشرمى است كه آنها، قيام و خون عثمان را از من طلب كنند.
حضرت، براى تكميل اين سخن مىفرمايد: «مهمترين دليل آنها، بر ضد خودشان است، (و هر چه بگويند، مصداق اصلىاش، هستند، (و إنّ أعظم حجّتهم لعلى أنفسهم).
آن گاه، از انگيزه اصلى آنها پرده برداشته، مىفرمايد كه: مطلب اصلى، چيز ديگرى است. آنها، مايل بودند اوضاع زمان عثمان ادامه مىيافت و براى اين گروه، امتيازاتى در بيت المال قرار داده مىشد، ولى آن دوران گذشت و ديگر باز نمىگردد:
«آنها، مىخواهند از مادرى شير بنوشند كه شيرش را بريده و بدعتى را زنده كنند كه مدتها است مرده است، (يرتضعون امّا قد فطمت و يحيون بدعة قد أميتت).
در تفسير اين جمله، احتمالات ديگرى نيز داده شده است، از جمله اين كه