پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٥ - ٤- تقيّه، سپر دفاعى در مقابل دشمن
مقابل دشمنان مشترك.
اين معنى ريشه قرآنى دارد و در باره ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن زمان كه مسلمانان در اقليت بودند اتّفاق افتاد، آنجا كه مىفرمايد: «لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شيء، افراد با ايمان نبايد كافران را به جاى مؤمنان دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند رابطهاى با خدا ندارد». سپس مىافزايد: «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً»، «مگر اين كه از آنها تقيّه كنيد». [١] در اين آيه با صراحت مسأله تقيّه در برابر دشمنان بى منطق مطرح شده است به گونهاى كه جايى براى گفتگو باقى نمىگذارد.
داستان تقيّه «عمار» در برابر مشركان كه او را مجبور به اداى كلماتى بر ضدّ اسلام و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده بودند مشهور است، او به حكم نا چارى تسليم فشار مخالفان شد و آنچه را مىخواستند بر زبان جارى كرد و گريه كنان به نزد پيامبر آمد و از اين مىترسيد كه دين و ايمانش بر باد رفته باشد، پيامبر او را دلدارى داد و فرمود: چون كلمات كفر آميز تو از روى اكراه و اجبار بوده، لطمهاى به ايمان تو وارد نمىكند و در همين جا بود كه آيه شريفه ذيل نازل شد: «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ» [٢]، كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند جز آنها كه تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است ... غضب خدا بر آنها است و عذاب عظيمى در انتظارشان» [٣] داستان مؤمن آل فرعون كه در سوره «غافر» در قرآن مجيد آمده، نمونه زنده ديگرى از تقيّههاى هدفدار است، چرا كه قرآن با صراحت مىگويد: «وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ»، مرد با ايمانى
[١] سوره آل عمران، آيه ٢٨.
[٢] اين آيه به اتفاق مفسّران شيعه و اهل سنّت در باره عمار ياسر يا ماند او از مسلمانان نخستين نازل شده است. درست است كه عمار را مجبور كردند سخنان كفر آميز بگويد ولى او تظاهر كرد كه من اين سخنان را از روى اعتقاد مىگويم و از آئين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگشتهام تا وى را رها كنند.
[٣] سوره نحل، آيه ١٠٦.