پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٢ - شرح و تفسير خويشتندارى امام عليه السّلام از جنگ
سپس امام به دومين احتمالى كه گروهى از لشكر عراق در باره سبب تأخير پيكار با شاميان مىدادند پرداخته، مىفرمايد: «اما اين كه مىگوييد: تأخير در جنگ به سبب اين است كه من در مبارزه با شاميان ترديد دارم (اشاره به اين كه يقين ندارم آنها راه باطل را مىپويند) به خدا سوگند! (اين تصور باطل و خيال خامى است) من اگر هر روز جنگ را به تأخير مىاندازم، به خاطر اين است كه اميد دارم گروهى از آنان به ما بپيوندند و هدايت شوند، و در لابهلاى تاريكىها پرتوى از نور مرا ببينند و به سوى من آيند» (و أمّا قولكم شكّا في أهل الشّام! فو اللّه ما دفعت الحرب يوما إلّا و أنا أطمع أن تلحق بي طائفة فتهتدي بي، و تعشو [١] إلى ضوئي).
«و اين براى من بهتر است از كشتن آنها در حالى كه گمراهند هر چند در اين صورت نيز گرفتار گناهان خويش مىشوند» (و من مسئول بدبختى آنها نيستم ولى ميل دارم تا آنجا كه در توان من است آنها را از لب پرتگاه دور سازم و به جاده مطمئن سعادت باز گردانم) (و ذلك أحبّ إلىّ من أن أقتلها على ضلالها و إن كانت تبوء [٢] بآثامها).
در اينجا امام به نكته مهمّى اشاره مىفرمايد و آن اين كه جنگ براى مردان خدا نه يك هدف است و نه نخستين راه درمان، بلكه آخرين طريق درمان محسوب مىشود، در آنجا كه هيچ وسيله ديگر كارساز نباشد، آنها سعى دارند حتى اگر ممكن است يك نفر بر اهل ايمان بيفزايند و از پيروان كفر و ظلم و بيدادگرى بكاهند و در حالى كه افراد عادى با سوء ظن و بدبينى به اين صحنهها مىنگرند آنها با اميدوارى و حسن ظن نگاه مىكنند و پيوسته آغوش خود را براى تائبين و نادمين گشودهاند.
تاريخ- به خصوص تاريخ جنگ صفّين- نيز نشان مىدهد كه حسن ظنّ امام در
[١] «تعشو» در اصل از ماده «عشو» (بر وزن ضرب) به معنى تاريكى و عدم وضوح چيزى است و نماز «عشا» را از اين جهت عشا مىگويند كه در آغاز شب خوانده مىشود و «عشى» به معنى آخر روز است كه هوا كم كم تاريك مىشود و «اعشى» به كسى مىگويند كه ديد چشمش ضعيف است.
[٢] «تبوء» از ماده «بوء» (بر وزن نوع) به معنى رجوع و بازگشت است و گفته مىشود كه ريشه اصلى آن، به معنى صاف و مسطح كردن است و چون انسان به هنگام ساختن منزل محلّ بنا را صاف مىكند و هر جا برود به منزلگاه برمىگردد، معنى رجوع از آن اراده مىشود.