پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٢ - نكته جهان ناپايدار
مراسم تشييع و تدفين و يادبود او برگزار مىشود در لحظات كوتاهى پردهها كنار مىرود، و چهره زندگى تو خالى و ناپايدار جهان با تمام بىوفايىهايش آشكار مىگردد، انسان تكانى مىخورد و در فكر فرو مىرود، ولى هنگامى كه دوباره به صحنه زندگى عادى باز مىگردد پردههاى ضخيم فراموشكارى بار ديگر بر چشم دل او مىافتد و آدمى مبدل به موجودى هوسباز و خطرناك و اسير چنگال آرزوهاى دراز مىشود.
البتّه اولياء اللّه از اين قانون مستثنى هستند، آنها آگاهتر و هوشيارتر از آنند كه چهره واقعى جهان ناپايدار از نظرشان محو گردد و در گرداب آمال و امانى غوطهور شوند، آنها به حكم ايمان به زندگى جاويدان در سرايى ديگر، دنيا را به صورت پل يا گذرگاهى مىبينند، يا منزلگاهى همچون منزلگاههاى ميان راه، و پيوسته بر غافلان بانگ مىزنند كه از خواب غفلت بيدار شويد.
هشدار امام على عليه السّلام در بخش اول از خطبه مورد بحث كه با رساترين و فصيحترين تعبيرات بيان شده فرياد رهبر بيدار دلى است كه از غفلت مردم رنج مىبرد، و دلسوزانه به بيدارگرى مشغول است، و گرنه اين بزرگان دين و معلمان الهى نمىخواستند مردم را به رهبانيت و ترك زندگى مادى كه مقدمهاى است براى زندگى معنوى دعوت كنند.
جالب اين است كه بسيارى از شعراى آگاه و بيدار دل كه خط اولياء الهى را مىپيمودند در اين زمينه اشعار و سرودههايى دارند كه حال و هواى خطبههاى مولا در نهج البلاغه را دارد.
در حديث معروفى از امام هادى عليه السّلام مىخوانيم كه متوكّل عباسى شبى از شبها آن حضرت را به قصر خود احضار كرد، ظاهرا دليلش اين بود كه به او خبر داده بودند امام هادى عليه السّلام مشغول جمعآورى سلاح و اموال در خانه خويش است تا مردم را عليه او بشوراند. او متوحّش شد و دستور داد شبانه خانه امام هادى عليه السّلام را تفتيش كنند و آن حضرت را در هر حال بيابند به قصر دار الامارة بياورند. مأمورين به