پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩ - در شبهات چه بايد كرد؟
مسرورند و هم در زندگى آخرت. زندگى آنان در دو سرا، غرق نور و سعادت است، در حالى كه دشمنان خدا به مصداق، «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ» مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ «مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ» [١]، يا مانند ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج ديگرى و بر فراز آن ابرى تاريك است، ظلمتهايى است متراكم يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه وقتى كه دست خود را خارج كند، ممكن نيست آن را ببيند و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست. اينان در لابهلاى امواج گمراهى و ضلالت و بدبختى و شقاوت دست و پا مىزنند.
آنچه در كلام بسيار پر معناى امام در اين خطبه آمده است، هم در مقياس زندگى فردى صادق است و هم در مقياس زندگى جمعى، بلكه در بعد اجتماعى آثارش گستردهتر و وحشتناكتر است.
و نمونه كامل آن در بخش دوم (أعداء اللّه)، همان سه گروهى هستند كه در جنگ «جمل» و «صفّين» و «نهروان» با استناد به شبهات واهى و دلايلى سستتر از تار عنكبوت، به مقابله با امام عليه السّلام برخاستند و ضربات سهمگينى بر پيكر اسلام و مسلمانان وارد ساختند.
جالب اين كه در صحيح بخارى در حديثى از «أبو بكرة»- يكى از ياران پيامبر خدا- چنين نقل شده است كه مىگويد: «من سخنى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده بودم كه در ايّام جنگ جمل براى من بسيار مفيد بود، چرا كه نزديك بود به لشكر جمل بپيوندم و همراه آنها (در برابر على عليه السّلام) بجنگم و آن سخن، اين بود كه وقتى اين خبر به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد كه گروهى از ايرانيان دختر كسرا را به پادشاهى برگزيدهاند، فرمود: لن يفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة، هر قوم و ملّتى كه زنى را زمامدار خود كنند روى رستگارى را نخواهند ديد. همين امر سبب شد تا
[١] سوره نور، آيه ٤٠.