پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - ترجمه
آهسته آهسته از خانه او خارج شدند تا اين كه فقط طلحه در آنجا باقى ماند.
اين خبر به عثمان رسيد و خوشحال شد، زيرا، توطئه طلحه را بىاثر ديد.
هنگامى كه طلحه با چنين وضعى روبرو شد، به ديدار عثمان آمد. اجازه گرفت و وارد شد. رو به او كرد و گفت: «يا امير المؤمنين! أستغفر اللّه و أتوب إليه! من، كارى مىخواستم انجام بدهم كه خداوند مانع شد و الآن از كار خود توبه مىكنم». عثمان به او گفت: «به خدا سوگند! تو، براى توبه نيامدهاى! شكست خوردى و اين جا آمدى، خدا از تو انتقام بگيرد.» [١] طبرى، در جاى ديگر از همان تاريخ خود مىگويد كه: هنگامى كه عثمان را در خانهاش كشتند، مردى به نام «سودان بن حمران» از آنجا خارج شد و مىگفت:
«طلحه كجا است؟ ما عثمان را كشتيم». [٢] از اين شواهد و شواهد تاريخى ديگر، به خوبى استفاده مىشود كه طلحه، يكى از گردانندگان اصلى ماجراى قتل عثمان بوده است.
اين جمله عايشه نيز معروف است كه با صراحت دستور قتل عثمان را به مردم داد و گفت: «اقتلوا نعثلا! قتل اللّه نعثلا، نعثل (عثمان) را بكشيد! خدا نعثل را بكشد!» منظور او از نعثل، عثمان بود.
ابن ابى الحديد، در شرح يكى از خطبههاى نهج البلاغه كه در مورد جنگ جمل سخن مىگويد، تصريح مىكند كه تمام تاريخ نويسان اسلام، اعتراف دارند كه عايشه، از شديدترين دشمنان عثمان بود تا آنجا كه يكى از لباسهاى پيامبر اسلام را در منزل خود آويزان كرده بود و به كسانى كه نزد او مىآمدند، مىگفت: «اين لباس پيامبر است كه هنوز كهنه نشده، ولى عثمان سنّت پيامبر را كهنه كرده است.» گفتهاند كه نخستين كسى كه عثمان را «نعثل» خواند، عايشه بود و مىگفت:
«نعثل را بكشيد كه خدا نعثل را بكشد.» [٣]
[١] تاريخ طبرى، جلد ٣، صفحه ٤٥٣.
[٢] همان جا، صفحه ٤١١.
[٣] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٦، صفحه ٢١٥.