پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - قريش از من چه مىخواهد؟!
احد و احزاب به آنان نشان دادم، امروز نيز در اختيار من است و اين در واقع تهديد و پيام گويايى است براى آتش افروزان جنگ جمل.
گاه گفته شده است كه اين سخن در حق امثال معاويه و عمرو عاص (و مروان) صادق است كه در جنگهاى اسلامى در برابر پيامبر بودند، ولى در حقّ طلحه و زبير كه آتش افروزان اصلى جنگ جمل بودند، صادق نيست، زيرا آنها در اين جنگها همراه پيامبر بودند.
اين سؤال را چنين جواب دادهاند كه مراد امام شخص معيّنى نيست، ولى هدف، بيان اين حقيقت است كه در عصر رسول خدا، در راه حق به مبارزه با باطل مىكوشيد و بعد از رسول خدا نيز در همين راه گام برمىدارد (و مىدانيم كه قريش به صورت گروهى، در آن زمان، در صف نخست مخالفان بودند). [١] اضافه بر اين درست است كه طلحه و زبير در كنار پيامبر بودند، ولى بسيارى از لشكريان جمل و از جمله مروان از قريش بودند.
حضرت سپس به يكى ديگر از انگيزههاى اصلى آتش افروزان جنگ جمل اشاره كرده، مىفرمايد: به خدا سوگند! قريش از ما انتقام نمىگيرد جز به خاطر اين كه خداوند ما را از ميان آنها برگزيده و (بر آنان مقدّم داشته است)، ولى (با اين حال ما) آنها را در زمره خويش داخل كرديم. و اللّه! ما تنقم منّا قريش الّا أنّ اللّه اختارنا عليهم، فأدخلناهم فى حيّزنا».
سپس مىافزايد: «امّا سرانجام همان شد كه شاعر گفته است كه: به جان خودم سوگند! كه هر صبح، از شير خالص صاف نوشيدى. و به قدر كافى از سرشير و كره و خرماى بدون هسته خوردى و (از غذاهاى لذيذ به طور كامل بهره گرفتى.) ما به تو عظمت بخشيديم، در حالى كه بزرگ نبودى! و در اطراف تو، با اسب و نيزه پاسدارى داديم (و نگهدارىات كرديم)، ولى تو قدر اين نعمت را نشناختى،
[١] فى ظلال نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٢٢٣.