پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - قريش از من چه مىخواهد؟!
شاهدى مىكرد، اموالش را به او مىداد و هر كس اقامّه بيّنه و شاهدى نمىكرد، او را سوگند مىداد. كسى عرض كرد: اى امير مؤمنان! غنائم و اسيران را در ميان ما تقسيم كن! امام، پاسخى نداد. هنگامى كه اصرار كردند حضرت (بر آشفت) و فرمود: «أيّكم يأخذ أمّه فى سهمه، كداميك از شما مادرش را (اشاره به عايشه است) در سهم خود مىپذيرد»؟ [١] از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود كه على عليه السّلام اهل بصره را مشمول منّت و عفو خود قرار داده، همان گونه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اهل مكّه بعد از فتح آن، چنين معاملهاى كرد.
نيز استفاده مىشود كه او مىخواست اين مسأله به صورت يك سنّت در نيايد، زيرا، مىدانست در آينده شيعيان او تحت فشار ظالمان قرار مىگيرند و ممكن است كه با آنان چنين معاملهاى شود. [٢] به هر حال منظور امام از اين سخن، اين است كه او نسبت به قريش هيچ گونه كينه و عداوت خاصّى ندارد و اگر آنها بذر حسادت و عداوت در دلهاى خود پاشيدهاند، به خاطر آن است كه امام، در ميدانهاى نبرد حق و باطل، در آغاز اسلام در برابر آنها ايستاد و اين چيزى جز اجراى فرمان خدا نبود و در جنگ جمل نيز جز اجراى حكم حق نظرى نداشت.
حضرت سپس در ادامه اين سخن مىافزايد: «اينها نبايد فراموش كنند كه من همان كسى هستم كه ديروز (در غزوات اسلامى) با آنها (و در برابر آنان) بودم، همان گونه كه امروز نيز در برابر آنها هستم، (و انّى لصاحبهم بالأمس كما أنا صاحبهم اليوم)! همان بازوى مرد افكن و همان شمشير برّان كه ضربات آن را در جنگهاى بدر و
[١] وسائل الشيعه، جلد ١١، باب ٢٥، از ابواب جهاد العدوّ، حديث ٧. براى توضيح بيشتر به كتاب أنوار الفقاهه، كتاب (الخمس و الانفال) صفحه ٧٠ مراجعه فرمائيد.
[٢] براى توضيح بيشتر و آگاهى از اين گونه روايات، به انوار الفقاهه، (كتاب الخمس و الانفال) صفحه ٧٥ به بعد مراجعه كنيد.