پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - عوامل قتل عثمان
بهانهاى به دست اين و آن ندهد.
خطبه مورد بحث، پاسخ ظريفى به اين گونه سؤالها است كه امام عليه السّلام واقعيتهاى تاريخى را در آن بيان فرموده، بى آن كه بهانهاى به دست بهانهجويان دهد.
در آغاز مىفرمايد: «اگر من به آن (كشتن عثمان) فرمان داده بودم قاتل محسوب مىشدم (و من هرگز نمىخواستم قاتل عثمان باشم) و اگر از آن نهى مىكردم ياور او (در اعمال و خلافكاريهايش) به شمار مىآمدم (و من هرگز حاضر نبودم از كارهاى خلاف او دفاع كنم)، لو أمرت به، لكنت قاتلا، أو نهيت عنه، لكنت ناصرا.
مفهوم اين سخن آن است كه من در اين قضيه بىطرف بودم و نه دست به خون او آلوده كردم و نه از او و خلافكارىهايش دفاع كردم، چون هر دو محذور داشت.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اين جمله چگونه با واقعيتهاى تاريخى سازگار است؟ زيرا مىدانيم (و تقريبا همه مورخان نوشتهاند) كه على عليه السّلام مردم را از قتل عثمان نهى مىكرد و فرزندانش، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام را به جلوى خانه او فرستاد كه معترضان به آنجا يورش نبردند و حتّى هنگامى كه آب را به روى عثمان بستند، امام عليه السّلام براى او آب فرستاد. مفسّران نهج البلاغه، در برابر اين سؤال، دو پاسخ گفتهاند:
بعضى گفتهاند كه منظور از عدم نهى، همان نهى عملى است، يعنى من رسما شمشير نكشيدم و براى دفاع از او وارد عمل نشدم و اين منافاتى با نهى لفظى آن حضرت و حضور فرزندانش در آن صحنه ندارد.
بعضى ديگر معتقدند كه اين سخن در واقع بيانگر اين حقيقت است كه من هرگز به قتل عثمان دستور ندادم، هر چند او را به خاطر اعمالش، مستحقّ مجازاتهايى مىدانستم. به همين جهت براى اين كه اوضاع بدتر از آن چه بود، نشود، مردم را به خونسردى و ترك خشونت دعوت كردم، ولى در عين حال كارى نكردم كه حمايت صريح از عثمان و اعمال و كردارش باشد، چرا كه همان گونه كه ريختن خون او مشكلاتى را در جامعه اسلامى به وجود مىآورد، حمايت از او و كارهايش نيز