پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - عرب در عصر جاهليت
تعبير به «حيّات صمّ (مارهاى كر)» يا به خاطر آن است كه ناشنوايى آنان سبب جسارت شديد آنان بوده، يا زهر خطرناكترى داشتهاند.
در بخش سوم- كه به وضع رقتبار اجتماعى و ناامنى آنها اشاره شده- امام عليه السّلام مىفرمايد: «شما، پيوسته، خون هم را مىريختيد (نه تنها بر دشمن رحم نمىكرديد كه بر خودتان نيز ترحّم نداشتيد)، و تسفكون دماءكم».
تعبير به فعل مضارع در «تسفكون دماءكم» مانند جملههاى ديگر اين فراز، دليل بر استمرار اين نابسامانىها در ميان آنان است. در واقع، خونريزى آنها، نياز به دليل روشنى نداشت و با كوچكترين بهانه، شمشيرها را مىكشيدند و به جان هم مىافتادند و روزها، بلكه گاهى ماهها و سالها، با بهانه كوچكى، جنگ را ادامه مىدادند. مطالعه جنگهاى معروف فجار- كه بعدا به آن اشاره خواهد شد- نشان مىدهد كه چگونه آن مردم جاهل و بىخبر، با اندك چيزى، به جان هم مىافتادند و خون هم را مىريختند.
حضرت، سپس در چهارمين قسمت، اشاره به وضع وحشتناك عاطفى آنان كرده مىفرمايد: «شما، پيوند خويشاوندى خود را پيوسته قطع مىكرديد، (و تقطعون أرحامكم.) اين جمله، در واقع، به مسأله «وئاد» يعنى، كشتن و زير خاك كردن دختران اشاره دارد، چرا كه آنها، دختر را مايه ننگ و بدبختى مىپنداشتند و آن كس كه صاحب دختر مىشد، گاه، از شدّت سرافكندگى، تا مدتى از قوم و قبيله خود، فرار مىكرد، همان گونه كه در دو آيه ٥٨ و ٥٩ سوره نحل آمده است:
« «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ»، هنگامى كه به يكى از آنها بشارت دهند كه دختر نصيب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتى)، سياه مىشود و به شدّت خشمگين مىگردد. به خاطر بشارت بدى كه به او داده شده، از قوم و قبيله خود متوارى مىگردد (و نمىداند) آيا