فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٤ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
استكبار و عاملان اصلى تشنجها و بحرانهاى (فتنهها) بين المللى بى تفاوت يا سازشكار و يا صلح طلب باشد لكن در تحليل اين نوع سياست خشن بايد اهداف و نتايج آن را نيز مورد مطالعه قرار داد كه اگر خشونتى براى بر طرف نمودن خشونت بيشتر باشد و جنگى وسيله جلوگيرى از جنگ بزرگتر پيش بينى شود چنين سياستى در راستاى صلح خواهد بود يا در تشديد روند جنگ.
بايد توجه داشت اسلام در حالى از سياست به ظاهر خشن، مبارزه با سران و رهبران استكبار سخن مىگويد كه سخت انسان كشى [١] ، برترى جويى [٢] ، و تشنج و فتنه [٣] را محكوم مىنمايد و بر صلح تأكيد مىورزد. [٤]
قرآن از فرعون به عنوان الگوى نمادين از سردمدار استكبار ياد مىكند و او را چنين توصيف مىكند:
(إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِي اَلْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ كٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِينَ). [٥] (فرعون در زمين پرچم سلطهطلبى و برترى جوئى بر افراشت و مردم زمين را با تفرقه افكنى گروه گروه نمود. بخشى از مردم را به استضعاف كشانيد، فرزند انسان را سر بريد و زنانشان را بى پناه نگهداشت، بى گمان او از مفسدان بود.)
رويارويى با فرعونها با روشهاى مسالمتآميز و با تساهل و تسامح هرگز جامعه را به ساحل نجات از استثمار، استبداد و استكبار نخواهد رسانيد و در واقع اعمال خشونت در برابر چنين عواملى مخرّب و بيدادگر به معنى باز كردن راه مسالمت و ايجاد جو سالم همزيستى در ميان افراد، گروهها و ملتهاست.
ج - حمايت از ملتهاى مظلوم:
سياست پشتيبانى از جنبشهاى رهايى بخش و حمايت از ملتهاى مظلوم از اصول راهبردى و اساسى اسلام در عرصه بين المللى است و اين اصل
[١] . (وَ لاٰ تَقْتُلُوا اَلنَّفْسَ اَلَّتِي حَرَّمَ اَللّٰهُ) سوره انعام، آيه ١٥١.
[٢] . (تِلْكَ اَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً) سوره قصص، آيه ٨٣.
[٣] . (قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ) سوره بقره، آيه ١٩١ و سوره انفال، آيه ٣٩.
[٤] . (وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ) سوره انفال، آيه ٦١.
[٥] . سوره قصص، آيه ٤.