فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١٠ - بحران اقليتها
سلسلهمراتب قدرتها را به هم خواهد ريخت و ساختارى نو به وجود خواهد آورد.
در اين فرايند آمريكاى مدعى رهبرى جهان به سرنوشت شوروى سابق دچار خواهد آمد و غرب همكار آمريكا به سزاى مشاركت در جنايات آمريكا خواهد رسيد و كشورهاى مظلوم سر خواهند افراشت و جهان اسلام هويت خود را باز خواهد يافت كه تحقق چنين حقيقتى خواست خدا است: (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِينَ)١.
بحران اقليتها
تاريخ تحولات حقوق بشر را بايد در دو خط موازى انديشه سياسى انبيا براى رسيدن به جامعه الهى انسانى و انديشه بشرى براى نيل به جامعه مدنى جستوجو نمود، اديان و رهروان راستين انبيا همواره در راستاى كرامت انسان گام برمىداشتند و بر گراميداشت انسانها پاى مىفشردند. از سوى ديگر، متفكرانى چون فلاسفه يونان باستان در بحثهاى كلاسيك فلسفى، مباحث حقوق بشر را در قالب حكمت عملى دنبال كردند كه به صورت حقوق طبيعى در قرون وسطى نيز نفوذ كامل داشت.
لكن قرون وسطاى اروپا شاهد افول حقوق و آزاديهاى فردى بود و با پايان گرفتن اين دوران كه آزاديهاى فردى فداى استبداد كليسايى و تعصبات مذهبى گرديد گرچه به ظاهر دوران آزادى انسان آغاز شد و در قرن هفدهم ميلادى منشأ تحولات و انقلابهاى اجتماعى وسيعى گرديد.
بحق، مسأله حقوق اقليتها در دو بعد حقوق داخلى و حقوق بينالملل مطرح و مورد بررسى قرار مىگيرد. در بعد حقوق داخلى به لحاظ سياستهاى ملى در مورد نژاد، مذهب، زبان و قوم اقليت در چارچوب تابعيت و حقوق شهروندى اقليتهاى واحد تابعيت قانونى و در بعد حقوق بينالملل به لحاظ مسائل مربوط به حقوق بشر كه از آن جمله حقوق اقليتها به شمار مىآيد.
بدين ترتيب حقوق اقليتها از اين امتياز برخوردار است كه در دو مرحله ارزيابى و
[١] . سوره قصص، آيه ٥.