فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١١ - ماهيت اجتهاد
دين پذيرا و يا عامل باشند بدون آنكه بر آنها دليل شرعى وجود داشته باشد مانند بسيارى از بدعتهاى خلفاى جور. [١] بنابراين تعريف، بدعت الزاماً توأم با تشريع نخواهد بود.
٤. نهادينه كردن امور غير دينى در دين و يا ايدئولوژيك نمودن امور غير دينى مانند ايدئولوژيك كردن مسائل عادى از قبيل لباس، غذا، درمان و احساسات و عواطف بشرى مگر آنكه امكان ايدئولوژيك نمودن آن در شريعت پيشبينى شده باشد مانند اينكه مىتوان هر عمل سودمندى را به قصد تقرب به خدا به عنوان عبادت انجام داد.
ماهيت اجتهاد
اجتهاد چيزى جز تطبيق اصولى بر فروع و نتيجهگيرى از اين عمل عقلانى نيست. چنانكه امام صادق (ع) در جمله معروف: «علينا القاء الاصول و عليكم التفريع» بدان اشاره نمود.
رسالت فقه تفريع و تطبيق است و هر تفريع و تطبيقى نياز به توليد فروع و مصاديق دارد تا فروع جديد و مصاديق نو بوجود نيايد عمل تفريع يعنى اجتهاد امكان پذير نخواهد بود.
تداوم اجتهاد نياز به تلاش مداوم در ايجاد فروع جديد مىباشد.
توليد فروع جديد در حقيقت به معنى ايجاد زمينه اجتهاد و تجددطلبى و نوگرايى مداوم است، حال بايد ديد وظيفه توليد فروع جديد برعهده كيست؟ اين روند به دو صورت امكانپذير است:
١. واگذار نمودن به دست تقدير و سپردن شرايط منتهى به ايجاد فروع و رويدادهاى جديد به حوادث طبيعى و احياناً جريانهاى انحرافى در جامعه تا به هر گونه كه اتفاق مىافتد پس از وقوع حكم آن از اصول توسط فقيه استخراج گردد بدون آنكه فقيه در ايجاد رويداد جديد نقشى برعهده گرفته باشد و يا حتى آن را پيشبينى نموده باشد. از باب مثال، اوضاع سياسى به حال خود رها مىشد تا جريان منحرف و يا شخص ستمكارى بر اريكه قدرت تكيه مىزد و نظام جور شكل مىگرفت و فقيه زمان اگر جرأت پاسخ داشت به سراغ اصول مىرفت و اصول كلى مربوط به نظام جور را بر آن
[١] . النراقى، عوائد الايام، ص ٣٢٥ (فالبدعه فعل قررّه غير الشارع شرعاً لغيره من غير دليل شرعى).