فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٤ - ناسيوناليستهاى عرب غير مسلمان
يكپارچه به خط عربى روى آوردند و مسلمان شبه جزيره هند دو زبان بومى اردو و فارسى را با خط عربى تحرير نمودند. اگر شكلگيرى ناسيوناليزم جديدى با اصل محورى خط عربى معقول به نظر نمىرسد طرح امت عربى براساس عنصر مشترك زبان عربى نيز عليرغم مقبوليت آن از طرف ناسيوناليستهاى عرب چندان معقول نمىباشد.
ناسيوناليستهاى عرب غير مسلمان
تأكيد ناسيوناليستهاى عرب مسلمان بر عنصر زبان و فرهنگ عربى اين انتظار را در ملل غير مسلمان عرب برانگيخته است كه براى توجيه اصالت و سهمى كه در هويت عربى دارند به همان دلايل ناسيوناليستهاى عرب مسلمان متوسل شوند. [١]
تز «هويت عربى برتر از اسلام» و شعار «زدودن ويژگى اسلام از جامعه عرب» و نهايتاً دعوت به روى آوردن به فرهنگ غرب به بهانه اينكه هويت عربى همواره در تاريخ بالنده بوده و گيرايى آن موجب تكامل آن گرديده است. هرچند در زبان و قلم ناسيوناليستهاى عرب غير مسلمان ظاهر گرديده لكن ريشه در انديشه سياسى ايجاد رابطه علت و معلولى بين ناسيوناليزم و اسلام دارد.
در اين ديدگاه به اسلام به عنوان جزئى از تجليات هويت و قوميت عربى نگريسته مىشود كه هرگز جامعه عرب نبايد در مرز اسلام متوقف بماند. زبان و فرهنگ عرب نه در ابتدا با اسلام بوده و نه در پايان كه امروز بايد شاهد آن باشيم و هويت عربى نبايد محدود به مرز اسلام گردد. عروبت داراى فرهنگ مستقل، غنى و پايدارى است كه همواره با فرهنگها و تمدنها تعاطى و تعامل داشته و در گذر تاريخ، فرهنگها و تمدنهايى را جذب نموده كه امروز نيز مستثنى از تاريخ گذشته عرب نيست! [٢]
انديشه سياسى ناسيوناليزم عربى در ديدگاه متفكران مسيحى عرب تنها مىتواند در قالب لائيزم جامعه عمل بپوشد و در جهان معاصر گذرگاه اجتناب ناپذير آن سكولاريزم مىباشد و بدون اين دو امكان احياى ناسيوناليزم عربى به گونهاى كه شامل مسيحيان عرب گردد وجود ندارد.
[١] . رك: مقاله جوزف مغيزل، در مجموعه مقالات سمينار مركز مطالعات وحدت عربى، تحت عنوان «قوميت عربى و اسلام»، ص ١٣٠.
[٢] . همان، ص ١٣١.