فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٢ - مبحث پنجم ناسيوناليزم ايرانى
اقتدار صفويه بودند از اهالى ديار، بكر و ماوراى ايران به شمار مىآمدند. [١] و تبار صفويه سخت پايبند راه و رسم صوفيه به روش شيخ صفى الدين اردبيلى بودند و بر هويت صوفيانه خود كه در شعار «على ولى الله» خلاصه مىشد پاى مىفشردند و به گونهاى كه شاه اسمعيل ايرانى مستنكف از ذكر على ولى الله را در آتش مىسوزانيد و غير ايرانى «على ولى الله» گو را به افتخار ملازمان برمىگزيد. [٢]
پس از تحولات ايدئولوژيك در مرام و مسلك صفويه و اتخاذ روش فقهى بجاى راه و رسم صوفيانه كه توسط فقهاى عراق و جبل عامل انجام پذيرفت، انديشه غالب بر اقتدار صفويه در حقيقت تشيع با دو عنصر تولى و تبرى بود كه در رقابت و نبرد بين صفويه و عثمانيها عامل تعيين كننده محسوب مىشد. عثمانيها و صفويه هر دو از شاخههاى تركان بودند كه تعارض و تعصب نژادى نمىتوانست آن دو را رودرروى همديگر قرار دهد.
تعصب عثمانيها در تسنن و تقيد افراطى صفويه بر تشيع بود كه رقابت و نبرد بر سر قدرت را بين دو تبار ترك شعلهور مىساخت.
بىگمان در اين ماجراى تاريخى صرفنظر از علتها و انگيزهها نتيجهاى كه از اين رودرروييها بين اين دو تبار قدرتمند تركان حاصل گرديد، استقلال ايران در برابر تهاجم بىامان عثمانيها بود لكن اين خود معلول و نتيجه درگيريها بود نه عامل و انگيزه نخست، چنانكه وحدت جغرافيايى، اتحاد ملى و همبستگى اقوام ايرانى كه در طول حكومت صفويان به وقوع پيوست هرگز عواملى از پيش تعيين شده و يا قابل پيشبينى در حد انگيزههاى سياسى به شمار نمىآمدند.
٨. قيام مشروطه : برخى از تحليلگران تاريخ سياسى در قرن اخير ايران، از جنبش مشروطيت ايران به عنوان حركتى ميهنپرستانه و ناسيوناليستى ياد مىكنند كه در برابر سلطه خارجى به منظور بازگشت به هويت ايرانى و استقلال ميهن و ملت ايران به وقوع پيوست و ايرانى و ايران زمين را به استقلال رسانيد.
ترديدى نيست كه انديشه منفى از استعمار و عشق به غيرت ايران و استقلال ايرانيان
[١] . رك: پاريزى، سياست و اقتصاد عصر صفوى، ص ٤٦-٤٧.
[٢] . رك: همان، ص ٥٣-٥٤.