فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٨ - طبقهبندى بازتابهاى انديشه دموكراسى غرب
منطقى است كه نمىتوان طيف چهارمى بر آن افزود. لكن از سوى ديگر موضعگيرى افراد يا گروهها در اين مثلث، نوعى نسبيت و حالت شناور بودن را تداعى مىكند كه به موجب آن ممكن است افراد يا گروهها به دليل ضرورت موضعگيرى در مسائل جديد و عينى ناگزير از تغيير جهت و لغزيدن از طيفى به طيف ديگر مبدّل گردند. اين حالت بيشتر در مواردى رخ مىدهد كه مسأله به صورت جزئى مطرح مىگردد نه به شكل كلان.
فرض مىكنيم در يك انتخابات صلاحيت كانديداها توسط گروه و يا جناح خاصى مورد بررسى و اعلام نظر قرار مىگيرد. مخالف و موافق اين جريان انتخاباتى قهراً روياروى همديگر قرار مىگيرند و مخالف در طيف طرفدار دموكراسى و موافق در طيف مخالف دموكراسى قرار مىگيرند در حالى كه در كلان قضيه هر دو جناح قبلاً به دليل قبول انتخابات در حقيقت در يك طيف موافق قرار گرفتهاند.
طبقهبندى گرايشها در زمينه دموكراسى را مىتوان با استفاده از معيار حداكثر و حداقل انجام داد كه وقتى قبول يا رد آن نزديك به مساوى باشد، حد متوسط به عنوان طيف سوم بر آن دو اضافه مىشود.
اين نوع طبقهبندى معيار جدا از طبقهبندى اول ندارد و در حقيقت عبارت ديگرى از همان طبقهبندى به شمار مىآيد.
از آنجا كه دموكراسى در انديشه غرب نيز خوددارى طبقهبندى خاصى است كه از ديدگاههاى متفاوت در زمينه اصول و مبانى آن ناشى مىگردد مىتوان همان طبقهبندى را در مورد انديشههاى جهان اسلام معاصر اعمال نمود و طيفهاى مختلف فكرى را ارائه داد. لكن اين نوع طبقهبندى در انديشه سياسى غرب هيچ گاه به صورت كلان و موافق و مخالف اصل دموكراسى صورت نگرفته است و معمولاً در هر مسأله سياسى ديدگاههاى موافق و مخالف ارزيابى و اصول و مبانى و شيوهها و ابزارهاى دموكراسى به طور ريز مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته است.
پيروى از اين شيوه طبقهبندى نيز ره بجايى نخواهد برد. زيرا سر فصلهاى بحث، ما را به تعداد مسائل ريز غير متناهى افزايش خواهد داد. در حالى كه اصل دموكراسى به طور كلى در انديشه غرب پذيرفته شده و مقبول افتاده است و مخالفان در حقيقت در شيوهها