فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٨ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
٢. انديشه سياسى هنگامى قابل استناد به اسلام و قابل توصيف به اسلامى بودن است كه از متون حاكى از وحى و رسالت اسلام يعنى كتاب و سنت استخراج شده و به آن دو قابل استناد باشد. اين بدان معنى نيست كه: انديشه سياسى مستند به بينش عقلانى و فلسفى از نظر اسلام مردود مىباشد بلكه به اين معنى است كه در مسائل و موضوعاتى كه وحى از طريق كتاب و سنت، سخن و نظريه خاصى دارد بايد از همان طريق بدست آيد.
بايد بر اين مطلب اين نكته را افزود كه اگر مقولهاى بنابر ضرورت شرعى يا عقلى اجتناب ناپذير باشد و در مجارى وحى توضيحى درباره آن ديده نشود بىشك از نظر شرعى ناگزير بايد در مورد آن مقوله ضرورى به گونهاى عمل نمود كه تعقل فلسفى يا علمى ايجاب مىكند و چنين عملى منطبق با موازين اسلامى خواهد بود.
اكنون اگر فرض كنيم در مورد مؤلفهها و مفاهيم سياسى انديشه خاصى در كتاب و سنت ارائه نگرديده و ايجاد نظام سياسى از نظر عقل، الزامى اجتناب ناپذير مىباشد.
مىتوان انديشه سياسى مبتنى بر ديدگاه فلسفى يا عملى را راهنماى عمل در ايجاد نظام سياسى به مفهوم اسلامى تلقى نمود، مشروط بر آنكه ديدگاه فلسفى و علمى كه زيربناى انديشه سياسى است از چارچوب جهان بينى اسلام بيرون نبوده و ساير اصول و موازين شرعى را زير پا ننهد. فقر انديشه سياسى هرگز نمىتواند مجوز آن باشد كه بدون رؤيت شاخصهاى اصلى يك انديشه سياسى اسلامى به هر فكر سياسى «انديشه سياسى» نام نهيم.
در ميان متفكران مسلمان افراد نامدارى هستند كه در يك يا چند مقوله سياسى داراى نظريات برجستهاى هستند ولى در مجموع صاحب انديشه سياسى نيستند. و ديگر صاحبان انديشه سياسى از فكر آنان در تبيين مؤلفههاى سياسى استفاده نمودهاند.
در هر حال در بررسى نظريات متفكران مسلمان افراط و تفريطى به چشم مىخورد كه حائز اهميت و قابل بررسى است از يك سو جمعى به طور مطلق وجود انديشه سياسى منسجم در ديدگاههاى سياسى متفكران و صاحب نظران مسلمان را نقض نموده و از سوى ديگر، جمعى انديشه غرب را در قالب اسلام ارائه دادهاند.