فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٦ - مبحث سوم نقطه ضعفهاى دموكراسى
افكار مردم و به دام انداختن آراء آنان مىباشند.
در چنين انتخاباتى اصولاً رأى آزاد كه اساس دموكراسى است وجود ندارد و انتخابات نمىتواند دموكراتيك تلقى گردد. سياستمداران حاكم در حقيقت كسانى هستند كه بهتر توانستهاند از جو فشارى كه بوجود آمده بهرهبردارى نمايند.
٤. در حكومت دموكراتيك، هرچند شاخص اصلى خدمت به مردم و رعايت مصلحت عمومى و رفاه عامه است لكن تشخيص آن برعهده كيست؟ آيا جز زمامداران، مدعى ديگرى هم دارد؟
قواى سهگانه كه به شكل دموكراتيك تفكيك شده است و هركدام بنابر مصلحتى كه خود تشخيص مىدهد قانونگذارى مىكند يا قوانين را به اجرا درمىآورد و يا قوانين را در حل و فصل اختلافات تنفيذ مىنمايد. در چنين حكومتى مصلحت سنجى مردم چه جايگاهى دارد؟
٥. دموكراسى واقعى دموكراسى مستقيم ناشى از آراء مردم است. آنچه كه امروز به نام دموكراسى شايع است، دموكراسى بدلى و با واسطه نمايندگان مردم مىباشد. اگر دموكراسى، امرى شايسته و كارى بايسته است، چرا به طور كامل اجرا نشود؟
همانطور كه ابزارهاى دموكراسى مانند: پارلمان، تفكيك قوا، انتخابات، قانون و مهار قدرت، توانسته مشكلات دموكراسى غير مستقيم را حل نمايد و فرضاً در كشورى با چند صد ميليون جمعيت، ايجاد حكومت دموكراتيك را ممكن سازد بىشك دموكراسى مستقيم نيز با ابزار دقيقتر و روشهاى پيشرفتهتر امكانپذير مىباشد.
٦. دموكراسى در عمل هنوز مسير يك تجربه كامل را نپيموده است. اعمال آزادى، مساوات، عدالت، مشاركت عمومى و احترام به حقوق همه شهروندان با موانع بسيارى همراه مىباشد. هنوز امكانات اقليمى و بهرهورى از كار و شغل، تحصيلات، شكوفايى استعدادها، بهداشت و درمان، كرامت انسانى، دادخواهى و نظاير آن كه از مقدمات دموكراسى است، در اكثر كشورهاى مدعى دموكراسى يكسان توزيع نشده و اجراى مساوات به طور كامل صورت نگرفته است. فرضاً آيا هر روستانشين امكان كسب صلاحيتهاى لازم براى كاخنشينى رياست جمهورى را دارد و هر شهرنشين درگير هواى آلوده از هواى صاف و كوهستانى روستا برخوردار است؟